تبلیغات
پیوند آسمانی
شنبه 22 خرداد 1389  11:58 ق.ظ
توسط:

نیمی از ازدواج هایی که امروزه صورت می گیرد به طلاق می انجامد. در نسل های پیشین تعجب آورنبود اگر می شنیدیم که زوجی بیست و پنجمین، سی امین و یا حتی پنجاهمین سالگرد ازدواجشان را جشن می گیرند. ولی آیا نسل های امروز خواهند توانست این مدت زمان با هم زندگی کنند؟ افراد چه کاری باید انجام دهند تا عمر یک رابطه زناشویی رضایتبخش بیشتر شود؟
امروزه ازدواج بسیار پیچیده تر است. در دهه ۱۹۵۰ و حتی پیشتر، وظایف زن و مرد بطور واضح تعریف می شد. هریک از زوجین می دانست که چه چیزی از وی انتظار می رود و مردم آنها را کارهای مرد و کارهای زن می نامیدند.
اگر هر یک از زوجین از پس این امور مشخص بر می آمد، مشکلی نداشتند و زندگیشان بخوبی ادامه پیدا می کرد. حتی نوع شخصیت مرد و زن نیز از قبل تعریف شده بود. شخصیت مرد، قوی، کم حرف، با لیاقت، بی احساس، مشکل گشا، خرجی بده، همیشه در دسترس و محافظ خانواده تعریف شده بود، در حالیکه زن می بایست یک آشپز خوب، خانه دار شایسته و مربی فرزندان بوده و درعین حال اجتماعی و مذهبی می بود. به این ترتیب انتظار زوجین ازیکدیگر در دیگر زمینه ها بسیار کم می شد؛ همین قدر که آنها وظایف از پیش تعیین شده و نقش های تعریف شده خود را انجام می دادند کافی بود. با پیشرفت فناوری، تغییر در فعالیت های زنان و بالا رفتن انتظارات، یک دگرگونی اساسی در این وظایف ایستا و سنتی ایجاد شد.
مردم شروع به پرسیدن از خود کردند که قصدشان از ازدواج چه بوده است. خانواده ها دیگر امور خانگی خود را به خدمتکار، پرستار ویا یک سرپرست می سپردند تا کارهای روزانه خود را انجام دهند. کم کم ازدواج معنی دیگری پیدا کرد و اهداف آن نسبت به آن چه که در گذشته بود تغییر کرد.
و اگر این موضوع را هم به آن اضافه کنیم که به واقع ما بیشتر از نسل های پیشین عمر می کنیم، پس مشخصا باید زمان بیشتری- بیش از هر زمان دیگری در تاریخ- به وظایف تعیین شده مان عمل کنیم. برای مثال آنهایی که در دهه ۸۰ سالگی خود به سر می برند و در دهه ۲۰ سالگی خود نیز ازدواج کرده اند، نزدیک ۶۰ سال است که در حال انجام این وظایف هستند. بنا بر این مردم روابط بلند مدت مختلفی را در طول زندگیشان اتخاذ می کنند؛ می توانند نوعی از رابطه را برای دوران رشد فرزندان و نوعی دیگر را برای سالهای پس از آن در نظر بگیرند. آنها حتی می توانند بیش از یک خانواده داشته باشند یعنی فرزندان را با بیش از یک همسر بزرگ کنند.
با وجود این تغییرات، بیشتر مردم با همان عقاید سنتی ای که مناسب نسل های گذشته است وارد زندگی زناشویی می شوند و نمی توانند با واقعیت گذشت زمان کنار بیایند. از این رو وقتی ازدواج می کنند، به بی اثری عقاید سنتی خود پی می برند، زیرا که این عقاید، آنها را با یک راهنمایی کلی درباره اینکه چطور باید در زندگی مشترک رفتار کنند رها می کنند.
ازدواج های امروز بیشتر وبیشتر از هر زمان دیگری به ارتباط صحیح، صمیمیت، سازش، صحبت و گفتگو و درک متقابل وابسته است. ما باید بتوانیم به راحتی با همسرمان گفتگو کرده و رابطه جنسی برقرار کنیم و باید در هر دوی این امور مهارت یابیم. البته انتظارات نیز دررابطه عشقی به همان اندازه تغییر کرده اند. از آنجایی که رابطه جنسی دیگر فقط به منظور تولید مثل، یا تنها برای لذت مرد صورت نمی گیرد و دیگر انتظار نمی رود که مرد، دانا تر و با تجربه تر از زن باشد، بنابراین زوجین انتظار بیشتری از یکدیگر دارند که این امر مستلزم گفتگوهای بیشتری میان آنهاست.
از آنجایی که زن ومرد هردو تقریبا به یک اندازه قادر به انجام تمامی وظایف در زندگی مشترک هستند، هیچگونه وابستگی در این امور به هم ندارند. حتی داشتن بچه نیز لزوما نیازمند ازدواج نیست. مردم می توانند داشتن یا نداشتن بچه را خود تعیین کنند. حتی فرزند خواندگی برای افراد مجرد هم امکان پذیر است. بنا براین، اساس ازدواج از انجام وظایفی مشخص به تامین نیاز های احساسی و روانی تغییر نقش داده است. به منظور یادگیری این نکته که مردم چطور زندگی خود را برای زمانهای طولانی حفظ می کنند و اینکه چه موانعی بر سر راه آنهاست، روان شناسان توصیه هایی را متذکر شده اند.
جودیث س. والرستین، دکتر روانشناس و مولف مشترک اثر " ازدواج موفق: چرا و چطور یک عشق طولانی می شود"، با ۵۰ زوجی که دست کم ۹ سال از ازدواجشان گذشته بود، فرزند داشته و هریک جداگانه از ازدواجشان راضی بودند یک مصاحبه کامل به عمل آورد. دکتر والرستین ۹ "وظیفه روانی" را به عنوان پایه های ازدواج معرفی کرد. در زیر به این ۹ وظیفه اشاره می کنیم:
▪ سعی کنید از نظر احساسی از دوران کودکی خود جدا شوید تا بتوانید بطور کامل به زندگی امروز خود بپردازید. در ضمن در روابط با خانواده ی خود و همسرتان تجدید نظر کنید.
▪ بر حسب شناخت متقابل، خصوصیات مشترک و اطمینان خاطری که از هم دارید، پیوندتان را محکم تر کنید و در عین حال مرزهایی برای حفظ استقلال خود تعیین کنید.
▪ یک رابطه جنسی کامل و لذت بخش ایجاد کنید و آن را از تهدیداتی نظیر مشغله های کاری و خانوادگی مصون نگه دارید. این، قسمت دوم این وظیفه است که نباید عادی به نظر آمده و یا از آن غافل شد.
▪ (برای زوج هایی که فرزند دارند) وظایف دشوار پدر و مادر بودن را بپذیرید و از تاثیرات مثبت ورود فرزند به زندگی بهره مند شوید و در عین حال حریم شخصی خود را حفظ کنید.
▪ با بحرانهای غیر قابل اجتناب زندگی مبارزه کرده و بر آنها تسلط یابید؛ استحکام زندگی خود را در مواجهه با سختی ها از دست ندهید؛ و(جایی) مأمنی برای اختلافات، عصبانیت ها و کشمکش ها در زندگیتان در نظر بگیرید.
▪ از بذله گویی و خنده برای دوری از انزوا و کسالت و با طراوت نگاه داشتن زندگیتان استفاده کنید.
▪ یکدیگر را ارتقا دهید، نیاز همدیگر را به خاطر وابستگی ای که به هم دارید برطرف کنید و دل گرمی و تکیه گاه همیشگی هم باشید.
▪ درحالیکه با این واقعیت که با گذشت زمان شرایط تغییر می کند روبرو هستید، سعی کنید عشق و تصوراتی را که از عاشق شدن داشته اید زنده نگاه دارید.
انجام این کارها آسان نیست. رسیدن به آنها نیازمند این است که هر یک از زوجین برای پیشرفت و موفقیت درازدواجشان متعهد شوند. علاوه بر این، هر یک از آنها باید متعهد شوند تا به همان اندازه که در رشد و ارتقای همسر خود می کوشند، در رشد شخصی خود نیز تلاش کنند. پیشرفت و حفظ حس شراکت در ازدواج باید از اولویت های مهم قرار گیرد.
هاوارد مارکمن، دکتر روانشناس در دانشگاه دنور بر این عقیده است که عشق و تعهد به رابطه زناشویی برای موفقیت در ازدواج لازم است اما کافی نیست. عاملی که در صدر همه چیز به آن نیاز دارند مهارت در گفتگوهای تاثیر گذار و کنترل کشمکش هاست.
دکتر مارکمن با همکاری دکتر کلیفورد نوتاریس از دانشگاه کاتولیک امریکا ۱۳۵ زوج را در این زمینه بررسی کردند و طبق گفته مارکمن " مهمترین و تنها عاملی که شما می توانید با آن پیش بینی کنید که ازدواجتان چقدر دوام می آورد این است که چطور ناسازگاری ها و کشمکش هایتان را اداره می کنید.
این محققان دریافتند که برخی الگوهای رفتاری خاص معمولا آثار مخربی را درازدواج بر جای می گذارند:
▪ وقتی یکی از زوجین- اگرچه اغلب مردها- از درگیری عقب نشینی می کند.
▪ با وخیم تر کردن شرایط، هنگام مواجهه با اختلافات و ناتوانی در حل آنها
▪ با بی اعتبارکردن رابطه از طریق زیر پا گذاشتن احترامات و توهین کردن به هم.
گاهی یک "طعنه" یا "کنایه" می تواند ۲۰ عکس العمل را در پی داشته باشد.
باید توجه داشته باشید که نه مارکمن و نه والرستین هیچ کدام نمی گویند که از کشمکش و ناسازگاری دوری کنید. ناسازگاری در ازدواج اجتناب ناپذیر است. مسأله مهم اینست که چطور با آن برخورد می کنیم.
علاوه بر توصیه هایی که پیش از این مطرح شد و طبق تجربه بالینی ای که با صد ها بیمار داشته ام، رهنمود های زیر که از مطبوعات گرد آوری شده نیز می تواند شما را در رسیدن به یک ازدواج موفق یاری کند.
واقع بین باشید. گاهی زوج ها با عقاید آرمانی در مورد ازدواج فکر می کنند. این عقاید نسل به نسل منتقل گشته یا از مجلات و نمایش های تلویزیونی برداشت شده اند و یا واقعا ساخته ذهن خودشان از آنچه که دوست داشته اند هستند.
هرکس باید انتظارات پنهان و آشکار خود را روشن ساخته و این انتظارت را طوری مشخص نماید که برای هر دوی آنها کاملا قابل فهم باشد. وقتی اختلافی بین زوجین پیدا می شود، یک سازش متقابل نیاز است.
سعی کنید برای هم عادی نشوید. این آفت معمولا پس از دوره ابتدایی زندگی آشکار می شود و می تواند رابطه تان را به جدایی بکشد. وقتی همسرمان بجای احترام و توجه، به ما بی اعتنایی می کند و برایش عادی می شویم و احساس می کند که دیگران بیشتر اهمیت دارند،
آن موقع است که اختلافات آغاز می شود. گفتگو های منظم و مداوم با همسرتان در مورد اینکه وی چه احساسی از رابطه تان دارد می تواند کمک ارزنده ای در جلوگیری ازبروز این اختلافات باشد.
مهارت های گفتگو. توانایی در گفتگو کردن یکی از بزرگ ترین سرمایه ها در هر رابطه است. توانایی درشمرده سخن گفتن و رساندن مطلب و اطمینان حاصل کردن از این که طرف مقابل (شنونده) منظور شما را درک کرده است به تمرین زیادی نیاز دارد.
اغلب اوقات ما در حال گفتن مطلبی هستیم، در حالیکه طرف مقابل کاملا یک موضوع دیگر را می شنود. شنونده اغلب در جواب یا حرف خودش را می زند یا به آنچیزی که شما پیش از این اعتقاد داشته اید جواب می دهد. گفتگو هم به مهارت های انتقال (شمرده سخن گفتن) و هم به مهارت های شنوایی ( شنیدن) نیازمند است. بدون این دو عامل، گفتگو کردن کاملا بی فایده است. این بار که خواستید درباره ی مسأله مهمی با همسر خود صحبت کنید، این فاکتور ها را در نظر بگیرید:
۱) زمان مناسبی را برای گفتگو انتخاب کنید تا بحثتان قطع نشده و نیمه تمام نماند.
۲) یک "موضوع بحث" (حتی موضوعات کوچک) پیدا کنید. به خاطر داشته باشید هنگامی طرف مقابل در حال صحبت کردن است، حق حرف زدن با اوست؛ همینکه صحبت وی بر سر موضوع تمام شد، نوبت به شما می رسد. این روش از قطع کردن حرف یکدیگر در گفتگو جلوگیری می کند.
۳) مشکل را بیان کرده و بعد شروع به حرف زدن کنید. از همسر خود بخواهید حرفهایتان را تکرار کند تا مطمئن شوید که دست کم آنها را شنیده است. اگر وی قادر به تکرار کردن آنها نبود، مشکل خود را آنقدر بازگو کنید تا راضی شوید.
۴) وظیفه شنونده در این تمرین این است که این اطمینان را به شما بدهد که مطلب را درک کرده است. در ضمن پیش از اظهار نظر راجع به آنچه که به شما گفته می شود، کاملا گوش فرا دهید.
۵) هر وقت همسرتان احساس کرد که حرفهای شما را کاملا شنیده، آنگاه نوبت شماست که صحبت کنید و همسرتان گوش کند.
۶) این روش را (نوبتی صحبت کردن) تا زمانی که به نتیجه نرسیده اید ادامه دهید.
از این روش اغلب به " درست گوش کردن" یاد می کنند. هر وقت کسی این راهکار را آموخت، می تواند از سوء ظن ها جلوگیری کرده و احساسات را تحت کنترل بگیرد. اگر به درستی گوش کنید، دیگر احساسی واکنش نشان نمی دهید و پیش از واکنش نشان دادن به بحث و گفتگو می پردازید.
دیدارهای منظم. دو نوع ملاقات وجود دارد که گفتگو را آسان می کند: یکی ملاقات های کاری و دیگری دیدارهای شبانه. زوج ها اغلب تنظیم برنامه ای را برای دیدارهای منظم کاری به منظور صحبت کردن بر سر مقوله ازدواج مفید می دانند و همین کار نشان می دهد که صحبت در مورد زندگی از چه اهمیتی برخورداراست.
دیدارهای شبانه که هفته ای یکبار تنظیم می گردند نیز می توانند برای ارتباط احساسی مفید باشند. در این دیدارها هیچگونه موضوع کاری ای نباید مطرح شود. هر یک از زوجین یک هفته در میان مسئول این قرارهای شبانه هستند. لزومی ندارد قرارها خیلی مفصل باشند. شاید یک پیک نیک ساده در یک پارک هنگام غروب به اندازه یک شام ۱۰۰ دلاری با ارزش و رویایی باشد.
عشق را زنده نگه دارید. حفظ عشق برای با طراوت نگه داشتن یک رابطه، حیاتی است. اغلب مردم وقتی ازدواج می کنند در این قسمت دچار ضعف می شوند. آنها اجازه می دهند که کار، مشغله های روزانه و فرزندان روی عشقشان تاثیر بگذارند. در یک زندگی شلوغ، به خصوص وقتی فرزند یا فرزندانی نیز در کار باشند، زنده نگاه داشتن عشق تلاش فراوانی را می طلب؛ اما ارزشش را دارد. این امر نیازمند برنامه ریزی، خلاقیت و تعهد است.
مهارت های مقاربه ای خود را بهبود بخشید. مردم فکر می کنند داشتن رابطه جنسی با همسرشان "مسأاله ای است که به طور طبیعی رخ می دهد." این طور عقیده داشتن مثل این است که فکر کنیم کسانی که در رقص باله حرفه ای هستند، تصادفی این کاره شده اند- بدون هیچگونه تمرین و تکرار، بدون هیچگونه خلاقیت، آزمایش و حتی اشتباهی. هیچ کس باور نمی کند که "فرد استیر" و "جینگر راگرز" برای اینکه در نقش خود عالی باشند بدون تمرین جلوی دوربین می رفتند.
رابطه جنسی نیز چنین تمریناتی را نیاز دارد. عشق یک امر ذاتی نیست، بلکه باید آن را آموزش دید. بیشتر زوجین به طریقی باور دارند و فکر می کنند که طریقه رابطه جنسی مشخص است و مرد هم به خوبی آن را انجام می دهد. آنها از ترس اینکه مبادا اشتباهی رخ دهد، همان روش های پیشین را برمی گزینند. یکی از مشکلاتی که تقریبا میان همه زوج ها وجود دارد، همین عدم خلاقیت است. کم کم رابطه جنسی خسته کننده می شود و چنین موضوعی شاید به بی علاقگی و لوس شدن رابطه بینجامد. گفتگو درباره این مسأله و آزمایش راههای جدید، این رابطه را دلچسب، شاداب و مطبوع خواهد کرد.
کمی از هم تعریف کردن بد نیست. هیچ چیز از شما کم نخواهد شد اگر از همسرتان تعریف کنید و بطور یقین او هم چنین رفتاری را می پسندد. همگی ما اغلب در این مورد محتاط عمل می کنیم؛ اجازه بدهید بدانند که چه چیز در موردشان فکر می کنید. مثلا از زیبایی/ خوش تیپی، زرنگی، هوش، پوشش خوب و مهربانیشان وهمچنین از اینکه پدر یا مادر خوبیست از وی تعریف کنید. برای دادن هدیه به همسر خود و ابراز علاقه تان منتظر مناسبت خاصی نباشید.
از همسرتان به خاطر همه چیز قدردانی کنید. نکته ظزیف دیگری که مفید به نظر می رسد همین قدردانی است. از همسرتان برای درست کردن شام، بیرون گذاشتن زباله ها، گرفتن لباس ها از خشک شویی و یا هر کار دیگری تشکر کنید؛ در کل شاید همین تقدیر از هم در ایجاد یک محیط گرم وصمیمی در خانه موثر باشد. معمولا زوجین خیلی سریع از هم انتقاد می کنند، ولی در تقدیر از هم خیلی اهمال کار هستند.
از آنچه تا به حال گفته شد برمی آید که حفظ یک زندگی امروزی کار آسانی نیست و تمرینات سختی را می طلبد. اگر فکر کنیم که ازدواج تنها زیر یک سقف رقتن است و بس و نیازی به تلاش و وقت گذاشتن ندارد، ساده لوحانه به قضیه نگاه کرده ایم؛ زیرا که یک رابطه واقعی رابطه ایست که در آن زن و مرد مکمل یکدیگرند، حس عزت نفس را در هم بالا می برند، از نظر احساسی یکدیگر را غنی می کنند، ارتقا می دهند و حامی یکدیگرند. برخی فکر می کنند که ازدواج و زندگی مشترک باید آسان باشد و با این دید ازدواج می کنند و وقتی عکس این مطلب را می بینند، فکر می کنند مشکل از آنهاست.
ازدواج نیز مانند دیگر امور ارزشمند در زندگی نیاز به تمرین و ممارست دارد. وقتی مشکلی ایجاد می شود، به کمک و مشاوره نیاز است. همانطور که درباره هر کاری مشاوره وجود دارد، ازدواج نیز از این موضوع مستثنا نیست. ازدواج های امروزی تنها زیر یک سقف زندگی کردن نیست، نهاد پیچیده و پویایی است که با به دنیا آمدن فرزندان پیچیده تر نیز می شود و از آن پس باید فعالیت ها اضافی با همکاری یکدیگر انجام گیرد. حفظ ازدواج یکی از مهمترین تلاش ها و مبارزاتیست که در زندگیمان انجام می دهیم.

منبع مهروماه
نوسازی
  • آخرین پستها



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  11:51 ق.ظ
توسط:

هیچ مردی به خواستگاری نمیرود تا همسرش را تیره بخت کند و هیج دختری پیشنهاد ازدواج را نمی‌پذیرد تا مردی را نا امید سازد اما چقدرازازدواجها به خوشبختی می‌انجامد وچقدر زندگی در زیر یک سقف برای زوجها شادی وموفقیت به ارمغان می‌آورد؟
هم زن و هم مرد به اختیار و اشتیاق و امیدوار و با نشاط، پیمودن جاده زندگی را دست در دست هم آغازمی‌کنند و دلشان می‌خواهد همراه و همدوش یکدیگر تا پایان راه در کنار هم باشند اما در بسیاری از موارد اندکی از راه نرفته اند که تردید دلهای امیدوارشان را می‌لرزاند وفاصله خود را با زندگی ایده آل وشاد ذهنشان بسیار می‌بینند.
واگر هنوز عجولی جوانی را در کوله پشتی خود جاداده باشند ازدواج خود رااشتباهی بزرگ قلمداد می‌کنند و با مشاهده تفاوتهای فرد مقابل با همسری که در خیال خود پرورده‌اند اندوهگین می‌شوند. اگر در ابتدای راه گرد خودخواهی را از وجود خود نتکانده باشند همسر خود را متهم می‌کنند و... این تازه شروع داستان است.
داستانی که اگر شخصیتهایش بدون آگاهی، صبر و گذشت همچنان بر مرکب خودخواهی خویش بتازند به تراژدی طلاق می‌انجامد و یا میدان مبارزه‌ای می‌شود به وسعت عمرشان که هم انرژی و فرصت زندگی خودشان را تباه می‌کند وهم فرزندانشان را در گیر، وحاصل این زندگی یک دنیا نیاز اجابت نشده است و ردی از آرامش در آن دیده نمی‌شود.
پس بیایید آغاز شیرین زندگی را تداوم بخشیم و اگر قصه زندگی ما هم چنین رنگی به خود گرفته با قلم تدبیر، ادامه آن را به گونه ای بنویسیم که سالها آرام وخوشبخت در کنار همسرمان زندگی کنیم وسایه ای باشیم دلپذیر ومطمئن برای فرزندانمان.
فراموش نکنیم که هیچ وقت دیر نیست وزندگی ما – من و او- منحصر به فرد است یعنی مثل خودمان!پس خودمان تصمیم بگیریم وبا شناخت هر چه بیشتر خود و همسرمان و کمی‌هم انصاف، شالوده یک خانواده محکم را بنا نهیم که هیج بادی آن را نلرزاند وپناهگاه نسلهای بعد ما باشد.مطمئن باشید که کار سختی نیست. شمارا دعوت می‌کنم به خواندن نکاتی چند که به نظر نگارنده می‌توانند اثرات شگفت انگیزی داشته باشند:
● عشق خوب است اما کافی نیست!
در عرصه زندگی خانوادگی اگر عشق نباشد هیچ نیست اما حقیقت امر این است که در کنار عشق باید تدبیر و آگاهی هم لحظه به لحظه باما زندگی کند. به عبارت دیگر عشقی که در ابتدای ازدواج شکل می‌گیرد نیاز به دست توانای مرد وزن پخته وبزرگ شود واگر همان کودک تازه متولد شده بماند به بادی می‌رود وبه نگاهی فراموش می‌شود. اما اگر بزرگ شود ماندگار است وموثر.
● قبل ازازدواج چشمهایتان را خوب باز کنید اما بعد از آن کمی‌آن را ببندید!
یکی ازچیزهایی که زندگی مشترک را پویا وعاشقانه می‌سازد،گذشت است. ما بارها این جمله را شنیده‌ایم :«گذشت کن!» اما واقعیت این است که عمل به این توصیه گاهی بسیار سخت است. مثلا وقتی یقین دارید که حق با شماست اما تصمیم
می‌گیرید نظر فرد مخالف خود را بپذیرید.این از آن مواردی است که مجاهده می‌خواهد اما مطمئن باشید که این گذشتن زیباتر از مجادله است و مهمتر این که به شما ثابت می‌کند این کار اثرات عمیقی بر جای گذاشته و از ثمرات آن بهره مند خواهید شد.
● هنر سخن گفتن را بیاموزید
یکی از مشکلات بزرگ زن وشوهرهای تازه ازدواج کرده این است که حرف همدیگر را نمی‌فهمند! این ابتدای یک داستان تکراری است که آخرش هم به «او مرا درک نمی‌کند!» منتهی می‌شود. یکی از موثر ترین راههای حل این مشکل طرح این سوال است:«نکند من نمی‌توانم سخنم را به خوبی بیان کنم؟»
ما به زمان احتیاج داریم تا زبان یکدیگر را پیدا کنیم. در این فاصله بهتر است از جر وبحث کم کنیم وبه آگاهی های خود پیرامون زبان همسرمان بیفزاییم. مثلا قبل از اینکه راجع به موضوعی با او صحبت کنید یا نکته ای را به وی متذکر شوید از خود بپرسید : «چگونه بگویم که او دلسرد وغمگین نشود؟» جستجو کنید واز بین کلمات؛ زیباترین ودلنشین ترین آنها را انتخاب کنید وهرگز به موضوعاتی که حساسیت همسرتان را برمی‌انگیزد مستقیم وغیرمستقیم اشاره نکنید.
● تفاوتها را باور کنید
آنچه مسلم است شما وهمسرتان در دو کانون متفاوت خانوادگی بزرگ شده اید و قطعا تفاوتهایی دارید که غیر قابل اجتنابند. اگر چه قبل از ازدواج این تفاوتها وجود دارند اما در عرصه زندگی مشترک بیشتر خودنمایی می‌کنند. پس به جای نگرانی این تفاوتها را باور کنید. نگذارید که آنها شما رااز هم دور کنند. اگرتفاوتها را بشناسید وازآنها نترسید در بسیاری از موارد می‌توانند موجب تکامل شما وهمسرتان باشند ضمن آن که درطول زمان این تفاوتها رنگ خوشبختی وتفاهم می‌گیرند وبه زیبایی زندگی کمک می‌کنند.
● همسرتان را عاشقانه دوست بدارید اما خودتان را فراموش نکنید!
شما می‌خواهید سالها در کنارهمسرتان زندگی کنید؛ به اندازه عمرتان. ماهمگی خوب می‌دانیم که فقط یکبار فرصت زندگی کردن داریم پس باید عاقلانه زندگی کنیم. به عبارت دیگر نباید جانب افراط را انتخاب کنیم ودائما حقوق طرف مقابل را تامین کنیم بلکه باید حقوق خود را نیز مطالبه کنیم! البته ظریف، زیبا وصادقانه.
خانمی‌را می‌شناسم که سالها در خدمت شوهر وبعد فرزندانش بود وخودش را کاملا فراموش کرده بود. اطرافیان، او را الهه ایثار می‌دانستند اما عاقلتر ها نگران او بودند. سالهای بعد که توان ونشاط جوانی از او فاصله گرفت بسیار متوقع شد؛ از همسر واز فرزندانش،توقعاتی که اجابت آنها از توان خانواده اش خارج بود. می‌دانید چرا؟ چون او یک عمر رانثار کرده بود. آیا می‌شود این عطا را جبران کرد؟

منبع:مدرسه علمیه نرجس
سایت سیمرغ
  • آخرین پستها




منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:25 ق.ظ
توسط:

بسیاری عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولا یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند، و خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد.
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران های زودگذر نشود. غالبا اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اگر پرخاش و نزاع اصلا صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود و البته دیگر در این موقع آشتی غیرممکن است یا بسیار بسیار دشوار. همچنین عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.
● اختلافات خانوادگی را چگونه می توان حل کرد؟
▪ آشنایی و عمل کردن به وظایف و حقوق یکدیگر.
▪ وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبت ها و احیانا انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است. در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولا از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید. چنانکه مشاوران خانواده می گویند: روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند. بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند، و به اصطلاح سرحال باشند. زن ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از شوهرانشان در میان اعضا» خانواده بخصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.
-سازش باید دو طرفه باشد، نه اینکه همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید، اگرچه سفارش شده کوتاه آمدن از طرف زن بخاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود اما مرد هم نباید بخاطر داشتن روحیه خشن همیشه پیروز این اختلافات باشد.
▪ اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق می شود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تاکید روایات ائمه(ع) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.
▪ از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود، حتی فرزندان هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها موثر خواهد بود. ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.
▪ در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبت های قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلا چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.
▪ این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده به لرزه درمی آید. همانطور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.
● رعایت موارد زیر می تواند به پیوند بیشتر شما با همسرتان بینجامد:
۱) ارتباط کلامی صمیمانه:
یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار موثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرف هایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.
▪ مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»
۲) زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید:
همسران پرمشغله اصولا از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساس فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلا» کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن و زمانی بیشتر در طول هفته می باشد بویژه وقتی مرد وارد خانه می شود و اگر زن خانه دار باشد بسیار نیاز دارد که شوهرش به حرف های او گوش دهد و مرد هم باید با توجه به حرف های همسرش گوش دهد، نه در حل روزنامه خواندن، مطالعه یا تماشای تلویزیون. این نوعی بی توجهی و بی احترامی به همسر است و این مسئله به ظاهر کوچک نقش مهمی در تحکیم روابط زن و شوهر است.
۳) از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید:
اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید. باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانیکه احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.
۴) از اعتماد همدیگر سو» استفاده نکنیم:
اغلب همسران از اسرار بعنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند، همسرش به او گفت: «می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید»، این سو» استفاده از اسرار همسر، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.
۵) نسبت به هم صداقت داشته باشید:
صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است. صداقت نهایت شکوفایی عزت و پایه ای در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی، نفاق، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد، این آفت را دور کنند.
۶) گذشت در برابر لغزش ها:
برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند و در این امور زیادی منافع واحدی دارند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که احیانا بخاطر شرایط خاص که برای هر کدام ممکن است پیش آید از طرف مقابل می شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبرو شوند.


روزنامه ابتکار


منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:24 ق.ظ
توسط:

با یکدیگر مهربان بودن
آیا نسبت به یکدیگر مهربان هستید و یا سعی می کنید یکدیگر را کنترل کنید و راه خودتان را بروید؟ آیا با مهربانی کردن نسبت به همسرتان احساس خوشحالی و رضایت می کنید؟ یکی از نشانه های ضروری یک رابطه ی سالم محبت کردن به یکدیگر است نه اینکه با تحکم طرف مقابلتان را کنترل کنید.
● به یکدیگر عشق ورزیدن
آیا وجودتان سرشار از گرمای عشق است و آنرا بی اختیار نثار یکدیگر می کنید؟ آیا همواره زیبایی ها و خوبی های طرف مقابلتان را می بینید و یا تنها بر روی اشتباهات و نقاط ضعف او متمرکز هستید؟ آیا احساسات درونی او را درک می کنید؟ آیا از عشق ورزیدن به یکدیگر لذت می برید؟ گرما و عشق داشتن نسبت به یکدیگر یکی از نشانه های رابطه ی سالم با شریک زندگانی تان است.
● با یکدیگر شوخی کردن
آیا دوست دارید با یکدیگر بازی و شوخی کنید؟ از شوخی و بامزگی های طرف مقابلتان لذت می برید؟ سعی می کنید در بحرانها و مشکلات او را شاد کنید و بخندانید؟ آیا مانند بچه ها با یکدیگر راحت و بی غل و غش برخورد می کنید و مدام در حال شوخی کردن با هم هستید؟ یکی از بزرگترین ارکان رابطه ی سالم همین خنده و شوخی است.
● از کنار هم بودن لذت بردن
آیا اگر بخواهید با کسی وقت بگذارید ترجیح می دهید با همسرتان باشد یا با شخص دیگری؟ آیا برای اینکه در کنار همسرتان باشید لحظه شماری می کنید؟ آیا هر دوی شما دوست و یا سرگرمی خاصی دارید که از انجام آن لذت ببرید؟ در مواقعی که در کنار یکدیگر نیستید چه احساسی دارید؟ اغلب زوجها اوقات زیادی را باهم سپری می کنند زیرا با تمام وجود از اینکه در کنار هم هستند لذت می برند و احساس آرامش می کنند در صورتی که دیگر زوجها از ترس تنهایی و بی کسی با همسرشان می مانند و یا به عبارتی دیگر از روی ناچاری باهم زندگی می کنند. یکی از نشانه های رابطه ی موفق این است که طرفین به یکدیگر وابسته نباشند و برای خود دوست و سرگرمی های مخصوص بخود داشته باشند. بنابراین اگر خواهان یک رابطه ی موفق هستید به همسرتان وابسته نباشید بویژه از لحاظ عاطفی.
● بطور مسالمت آمیز اختلافات را حل کردن
همه ی زوجها با یکدیگر اختلاف دارند موضوع اصلی، اختلاف نظر نیست، آنچه اهمیت دارد چگونگی کنار آمدن با این اختلافات است. آیا شما برای حل اختلافاتتان روش خاصی دارید یا اینکه برای جلوگیری از بحث و جدل مجبور به کنار گذاشتن مسائل و مشکلاتتان هستید؟ آیا در صورت بروز اختلاف نظر با یکدیگر دعوا و مجادله کرده و قهر می کنید؟
● کنترل خشم و عصبانیت
آیا هنگامیکه یکی از شما دچار خشم و عصبانیت می شوید موضوع را کش می دهید، غر می زنید و همسرتان را تنبیه می کنید یا اینکه سعی می کنید موضوع را فراموش کنید؟ در یک رابطه سالم زن و شوهر بعد از بروز اختلاف و مشکل خیلی سریع موضوع را تمام می کنند و از آن می گذرند و به عشق و صمیمیت قبلی خود باز می گردند.
● به عشق یکدیگر پایبند بودن
آیا فکر می کنید در دشوارترین شرایط باز هم عاشق یکدیگر هستید؟ آیا می توانید در صورت اشتباه و خطای طرف مقابل باز هم عاشق او باشید؟ آیا می دانید عشق درمورد خود شخص است نه درمورد کارهایی که او انجام می دهد؟ برای داشتن یک رابطه ی سالم باید به این سطح از عاشقی رسید.
● گوش دادن، درک کردن و پذیرفتن طرف مقابل
آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟
● رابطه ی جنسی
▪ آیا از رابطه ی جنسی خوب و صمیمی برخوردار هستید و احساس رضایت می کنید؟
●احساس آزادی کردن
آیا از اینکه خودتان باشید نمی ترسید و احساس آزادی می کنید؟ آیا با کمال آرامش می توانید دنبال کارهای مورد علاقتان بروید؟ آیا شریک زندگیتان از شادی شما خوشحال می شود؟ همانطور که می دانید بعضی از افراد بطور ناخودآگاه دارای شخصیتی سالم، مهربان، متعهد، عاشق، مسئول و شوخ طبع هستندولی بعضی دیگر به دلیل شرایط زندگی، فاقد چنین شخصیتی هستند و به مرور زمان باید روی خود کار کنند تا نقاط ضعف شخصیتشان را ترمیم کنند. رابطه ی خوب و موفق رابطه ای است که طرفین، خود را دوست داشته باشند و همانطور که هستند خود را بپذیرند در عین حال عاشق همسرشان باشند و هیچ چیزی نتواند رابطه ی بین آنها را خدشه دار کند.


پایگاه اینترنتی خانواده ما


منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:22 ق.ظ
توسط:

گفتگو فقط راهی برای رسیدن به مقصد نیست بلکه خودش هدف و مقصد است. به عبارت دیگر گفتگو در ازدواج می‌تواند کمک شایانی به برقراری ارتباط مثبت و حل مشکلات کند. در ضمن یکی از چند نیاز مهم احساسی ما را برآورده سازد و آن هم نیاز به صحبت کردن با فردی دیگر است. زمانی که شما می‌دانید که چگونه این نیاز همسرتان را برآورده سازید می‌توانید بر محبت میان خود و همسرتان نیز بیفزایید.
وقتی به جایی برسید که احساس کنید تمام حرف‌های شما و همسرتان برای دیگری تکراری شده چه می‌کنید؟ و از آن بدتر همسرتان شما را به خاطر منظوری که هرگز نداشته‌اید مقصر می‌داند و مسائل جور دیگری تفسیر می‌شوند چه می‌کنید؟
این مورد در بین بسیاری از زوج‌ها اتفاق می‌افتد و گفتگوها جذابیت و مفهوم خود را از دست می‌دهند. شما و همسرتان به دلایلی مرتب حالت دفاعی به خود می‌گیرید و احساس می‌کنید نه تنها دیگر حرف‌ها بلکه احساسات یکدیگر را نیز درک نمی‌کنید. پس سعی می‌کنید هر چه ممکن است کمتر حرف بزنید.
آنچه که باید بدانید این است که ویژگی‌های یک گفتگوی خوب چیست؟ دشمن یک گفتگوی خوب چیست؟ و چه چیزهایی می‌تواند گفتگو را به جاهای بدی بکشاند؟
ما در این بخش به موارد فوق خواهیم پرداخت:
اگر خوب فکر کنید خواهید دید که یکی از راه‌هایی که می‌توانید برای همسرتان مطلوب باشید این است که در گفتگو‌ها از او حمایت کرده و به تحسین و تمجید او بپردازید. درک متقابل و همدلی اهمیت بسیاری داردو انگیزه گفتگو را افزایش می‌دهد.
از طرفی شما نیاز دارید که از محبت و توجه همسرتان به خود مطمئن شوید تا بتوانید عقاید و احساسات خود را با او در میان بگذارید.
وقتی با یکدیگر صحبت می‌کنید در واقع قصد دارید یکی از نیازهای مهم خود که نیاز به گفتگو ست را بر آورده سازید. پس اگر اینکار را آموخته باشید هم گفتگوی دلنشینی خواهید داشت که طرف مقابل را خسته نمی‌کنید و هم اینکه نیازتان به بهترین شکل برطرف می‌شود.
● جنبه اخباری و درک متقابل‌
یکی از ویژگی‌های گفتگوی خوب دادن اطلاعات به طرف مقابل و درک وی می‌باشد. شما و همسرتان همه چیز را در باره یکدیگر نمی‌دانید اما گاهی اوقات به دلایلی مانع از دادن این اطلاعات نیز می‌شوید و این امر موجب کسل کننده شدن بحث می‌شود.
شما می‌توانید در مورد گذشته خودو خاطراتی که داشته اید یا در مورد تجربیاتی که در زمان حال کسب می‌کنید و یا حتی برنامه‌هایی که برای آینده دارید با همسرتان صحبت کنید و واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های وی را در مورد این برنامه‌ها دیده و از احساسی که نسبت به آنها دارد آگاه شوید. شما با بستن پیوند ازدواج نسبت به یکدیگر متعهد می‌شوید پس برای این تعهد نیاز به آموختن مهارت‌های همکاری و رابطه تعامل می‌باشید.
این که از چارچوب فکری یکدیگر آگاه باشید باعث می‌شود که بتوانید بال‌های پرواز خود را بسازید بدون اینکه بال‌های طرف مقابل را با شکستن حریم‌هایش بشکنید!
خب. حالا شاید این سوال پیش آید که چرا صرفا اطلاعات ندهیم؟
اکثر افراد اطلاعاتی که می‌دهند فقط راجع به خود و احساسات عمیقشان نیست. زیرا طرف مقابل علاقه و رغبتی نشان نمی‌دهد. پس اگر شما نسبت به همسرتان کنجکاوی نشان ندهید او نیز تمایلی به دادن اطلاعات به شما نخواهد داشت و روند گفتگو مختل می‌شود.
● اعتماد بسیار مهم است‌
اعتماد در روابط میان افراد به ویژه همسران نقش قابل توجهی ایفا می‌کند. فرد قبل از اینکه راجع به خود و احساساتش با شما صحبت کند باید به شما اعتماد داشته باشد.
البته وقتی پای گفتگوی موثر در میان باشد هر دو طرف باید در مورد مسائل تفکرات برنامه‌ها و تجربیات خود با یکدیگر صحبت کنند. و هر دو نیز باید نسبت به شنیده‌ها واکنش مناسب نشان دهند. در غیر این صورت صمیمیت لازم ایجاد نشده و نیاز احساسی به گفتگو تامین نخواهد شد.
● درک و همدلی‌
پس از رغبت به اطلاعات طرف مقابل و ردو بدل اطلاعات نوبت به احساس همدلی و درک می‌رسد. این درک دو طرفه احساسات پایه گذار انگیزه و محبت بیشتر خواهد بود. بدین ترتیب موانع احتمالی از بین رفته و از نظر روحی بیشتر به یکدیگر نزدیک خواهید شد. زیرا هیچ یک از شما دلیلی برای پنهان کردن مسائل و حتی نقطه ضعف‌های خود از طرف مقابل ندارید.
● پرداختن به نکات مورد علاقه همسر
اگر دقت کرده باشید جهت اصلی هر گفتگویی را موضوع و عنوان آن مشخص می‌کند و همه ما برخی موضوعات را بیشتر از برخی دیگر می‌پسندیم.
وقتی صحبت می‌کنیم با علاقه و واکنش همسرمان می‌توانیم دریابیم که از طرح چه موضوع‌هایی بیشتر لذت می‌بردو با گفتگو در مورد آنها بحث را لذت بخش‌تر می‌کنیم.
اما نکته اینجاست که این علایق نیز تغییر می‌کنند. شاید موضوعاتی که چند سال یا حتی چند وقت قبل برای همسرتان جالب بوده حالا دیگر بنا بر شرایط یا وضعیت حاکم جذابیتی برایش ندارد. یا شاید موضوعاتی که زمانی برایتان چندان جالب نبوده یا حتی خسته کننده به نظر می‌رسیدند حالا شما را به سمت خود جذب می‌کنند. پس نمی‌توان انتظار داشت موضوعی که در اوایل ازدواج همسرمان را خوشحال می‌کرده حالا پس از گذشت چندین سال باز هم قابل توجه وی باشد. از این رو باید مرتب از علایق و مشغولیت‌های همسرمان آگاه باشیم.
وقتی همسرمان ببیند که ما از آنچه دوست دارد اطلاع داریم و به آن می‌پردازیم خوشحال شده و این انرژی مثبت بر صمیمیت میان ما می‌افزاید.
اما اگر با وجود اینکه می‌دانیم طرف مقابل به چه موضوعاتی علاقه‌مند است وقتی راجع به آن صحبت می‌کنیم باز هم گفتگویی خسته کننده داشته باشیم چه باید کرد؟
صدها عامل در این میان دخیل است پس بهتر است در این صورت به مسائلی بپردازید که برای هر دو جذاب باشد تا هردوی شما نسبت به آن هیجان و واکنش مناسب نشان دهید. توافق و هماهنگی در این میان بسیار اهمیت دارد و باید از طرح مسائلی که فقط به دلایل کاری یا شغلی برای خودتان اهمیت دارد بپرهیزید.
● خطوط قرمز در گفتگوها
در اوایل ازدواج گفتگو میان شما و همسرتان لذت بخش بود و هر دو علا قه داشتید تا هر چه بیشتر با یکدیگر صحبت کنید. اما به تازگی لذت قبل را برایتان ندارد. در واقع برایتان عادی شده در صورتی که قبلا آن را انتخاب می‌کردید. زیرا عاداتی پیدا کرده اید که ما آنها را آفات گفتگو یا خطوط قرمز می‌نامیم:
▪ گفتگو راهی برای گرفتن موافقت :
یکی از نخستین آفات گفتگو این است که از آن به عنوان ابزاری جهت گرفتن موافقت طرف مقابل استفاده نمایید و یا به عبارتی بخواهید که او هم مانند شما فکر کند. البته مذاکره در مورد مسائل گوناگون با همسر خوب است اما باید در مباحث خود احترام به عقاید طرف مقابل را لحاظ کنیم. گفتگوهای ما باید وقتی با صحبت در مورد یک مشکل شروع می‌شود در حالی به پایان برسد که هر دو طرف راه حل مساله را پذیرفته باشند و به هیچ یک از آنها تحمیل نشده باشد. اما وقتی وقتی شما نظرات همسرتان را نادیده بگیرید یا برایش احترامی قائل نباشید نه تنها موفق به حل مشکل نشده‌اید بلکه به احساسات طرف مقابل نیز صدمه زده‌اید.
اگر شما نیز از آن دسته افراد هستید که می‌گویید حق با من است و تو اشتباه می‌کنی مراقب باشید.
زیرا بدین ترتیب به تدریج از خوشبختی فاصله می‌گیرید و به نتیجه‌ای که می‌خواهید و آن هم رسیدن به آرامش و برطرف کردن مسائل است نمی‌رسید. در واقع موجب می‌شوید که فاصله میان همسرتان و شما زیاد شود. در ابتدا از نظر احساسی از یکدیگر فاصله می‌گیرید اما در نهایت به فاصله فیزیکی و در برخی موارد متاسفانه منجر به جدایی می‌شوید.
به جای اینکه سعی در متقاعد کردن طرف مقابل داشته باشید و بخواهید او نیز مانند شما فکر کند بهتر است با احترام در مورد دیدگاه‌های متفاوت هر دو صحبت نمایید. نقطه نظرات همسرتان مطمئنا ارزش شنیدن دارد.پس از اینکه کاملا آن را درک کردید و متوجه منظور وی شدید ممکن است علاقه‌مند به آن شده و نظر او را بپذیرید.
جالب است بدانید همسرانی که به نظرات یکدیگر احترام می‌گذارند به سادگی تحت تاثیر یکدیگر واقع می‌شوند و روابط بهتری با یکدیگر دارند.
به طور کلی عقل دو نفر بهتر از یک نفر است زیرا هر یک از جنبه‌های گوناگون یک مساله را می‌بینند و ادغام راه حل ‌ها موثر تر خواهد بود.
● پرداختن به اشتباهات یکدیگر
یکی از نیازهای احساسی اصلی ما انسانها مورد تایید و تحسین قرار گرفتن است. هر بار که شما به همسرتان یاد آوری می‌کنید که در زمان گذشته یا حال به دستاوردهای مثبتی رسیده از آنجایی که به این نیاز اصلی او پاسخ داده اید بر محبت او نسبت به خود می‌افزایید.
اما وقتی همسرتان را به یاد شکست‌ها و اشتباهاتش می‌اندازید دقیقا عکس مطلب اتفاق می‌افتد. شما با این کار با تضعیف اطمینان و اعتماد به نفس او موجب عقب نشینی احساسی وی و کاهش صمیمیت میان خود و او می‌شوید.
سرزنش یکی از دردناک ترین کارها در ازدواج و رابطه میان همسران است. زیرا ما نیاز به تایید داریم نه سرزنش و نکوهش. از طرفی تمایل داریم کسی که بیشترین تایید و تشویق را در مورد ما انجام می‌دهد همسرمان باشد و در صورتی که اینگونه باشد مرتب قدرتمند تر عمل می‌کنیم. به طور حتم هیچ یک از ما علاقه نداریم که توسط طرف مقابل مورد سرزنش واقع شویم و نقاط ضعفمان مرتب مورد تاکید قرار گیرد.
در یک رابطه صمیمانه ما به همسرمان کلید ورود به قلبمان را می‌دهیم. پس او می‌تواند نیازهای عاطفی ما را پاسخ دهد و برآورده کند. از طرفی نیز می‌تواند ما را حساس و آسیب‌پذیر کرده و با سرزنش ما خود را از دریچه قلبمان دور کند.
سرزنش کار جالبی نیست اما همسران بسیاری اوقات بر سر اشتباهات یکدیگر بحث کرده و بارها و بارها آن موارد را به یکدیگر یاد آوری می‌کنند. شاید ما این کار را می‌کنیم که مطمئن شویم به یاد همسرمان می‌ماند و دیگر مرتکب آن نمی‌شود. اما این کار جز ناراحت کردن طرف مقابل سودی ندارد. و از همه مهم‌تر اینکه در این میان گفتگوی توام با احترام از بین می‌رود.
وقتی ما تصور می‌کنیم که حرف‌هایمان تکراری شده شاید بارها و بارها داریم به مسائل ناخوشایند گذشته یا حال می‌پردازیم. که این یکی از آفات اصلی در گفتگوی لذت‌بخش است. هر چه شما به این کار بپردازید از پرداختن به جنبه‌های مثبت و بر آوردن نیازهای احساسی همسرتان باز خواهید ماند.و علاقه و محبت میان شما نیز رفته رفته کاهش می‌یابد.
● استفاده از کلام برای تنبیه
وقتی از کلام یا لغاتی استفاده می‌کنید که همسرتان را آزرده یا تنبیه کنید در واقع در حال سوء استفاده احساسی از او هستید و اینکار به شدت مخرب است. شما با این کار او را به عقب نشینی احساسی وادار کرده و احساس بدی به او می‌دهید پس از مدتی اگر با یکدیگر زندگی کنید و از لحاظ جسمی در کنار هم باشید در واقع از نظر روحی از یکدیگر طلاق گرفته‌ید و پس از مدتی امید به بازسازی روابط نیز از میان می‌رود.
برخی از زوجین سعی می‌کنند یکدیگر را به طور مستقیم سرزنش نکنند و در ظاهر به یکدیگر احترام بگذارند اما همین که با برخی کلمات و لغات یکدیگر را می‌آزارند بدترین شکل تخریب روابط است. استفاده از کلمات دو پهلو و کنایه آمیز از این دسته‌اند.
نکته مهم دیگر این است که اگر شما به آفات گفتگو دچار باشید دیگر نخواهید توانست از نکات مثبت در گفتگو مانند پرداختن به مسائل یکدیگر و دادن اطلاعات و پرداختن به نکات مورد علاقه طرف مقابل نیز استفاده نمایید. زیرا دیگر قادر به درک همسرتان نخواهید بود.
همانطور که می‌دانید اعتماد لازمه یک گفتگوی صمیمانه است. وقتی همسرتان تصور کند که ممکن است شما از برخی صحبت‌ها و یا اطلاعاتی که در مورد خود به شما می‌دهد علیه وی استفاده نمایید اعتماد وی از میان رفته و صمیمیت کاهش می‌یابد.
از طرف دیگر او دائم در حالت دفاعی خواهد بود و خود را از سرزنش و نکوهش شما حفظ می‌کند و گفتگوها رفته رفته کاهش می‌یابد.
نخستین پیشنهادی که می‌توانم به شما بکنم این است که ابتدا آفات گفتگو را از میان ببرید سپس به بهره گیری از ویژگی‌های مثبت گفتگو بپردازید.
بدین ترتیب علاقه‌مند می‌شوید تا زمان بیشتری را با هم و در کنار هم به گفتگو بنشینید و رابطه صمیمانه‌ای که برای یک ازدواج لازم است میان شما ایجاد می‌شود.
البته باید در بکارگیری تکنیک‌های فوق تمرین زیادی نمایید تا بتوانید علاوه بر لذت بردن از گفتگوهای دو جانبه نیاز‌های خود و همسرتان را نیز بر آورده سازید و همواره به یاد داشته باشید هیچ کس دیگری همچون همسر نمی‌تواند به نیازهای عاطفی فرد پاسخ دهد. بدین ترتیب انگیزه بیشتری برای تمرین پیدا کرده و رفته رفته مهارت‌هایتان نیز افزایش می‌یابد و با درک بیشتر یکدیگر از رابطه زناشویی خود رضایت بیشتری خواهید داشت. امیدواریم با رعایت موارد فوق به موفقیت بیشتری در روابط و گفتگوها برسید.
● تعادل در گفتگو
گفتگو مانند یک خیابان دو طرفه است پس سعی در یک طرفه نمودن آن نکنید. چنانچه هر یک از زوجین بخواهند صرفا گوینده یا صرفا شنونده باشند اصل گفتگو دچار مشکل می‌شود.
یکی از مسائل مهم این است که هرگز صحبت طرف مقابل را قطع نکنید. منتظر شوید تا حرفش تمام شود سپس شما صحبت کنید. و زمانی که یکی از شما احساس می‌کند که مدام در حال صحبت است و به عبارتی پر حرفی می‌کند بهتر است خودش مکثی کند تا طرف مقابل نیز فرصت ابراز عقیده و اظهار نظر پیدا کند. وقتی هر دو طرف در گفتگو شرکت کنند برایشان لذت بخش تر خواهد بود.
هرگز سعی نکنید که وقتی مشغول کاری هستید به صحبت‌های همسرتان گوش دهید. زیرا ارتباط چشمی یکی از عوامل مهم در برقراری ارتباط موثر است. وقتی همسرتان می‌خواهد با شما صحبت کند و شما کاری را که مشغول آن بوده‌اید کنار می‌گذارید و به صحبت‌هایش گوش می‌دهید در واقع به وی پیام می‌دهید که او برایتان مهم است و این امر به صمیمیت میان شما کمک می‌کند.
اگر هم بسیار مشغول هستید حداقل می‌توانید در طول هفته زمانی را فقط به همسرتان اختصاص دهید تا راجع به مسائل‌تان با یکدیگر گفتگو نمایید. این زمان اگر به طور موثر اعمال شود حتی می‌تواند ۱۵ دقیقه در هفته باشد تا تاثیر مناسب بگذارد.
البته این حداقل زمان است و در صورتی موثر است که با توجه محبت و علاقه همراه باشد. در بخش آینده در مورد آفت‌های یک گفتگوی خوب میان همسران صحبت خواهیم کرد.

مترجم: سحر کمالی نفر منبع: marriagebuilders
روزنامه جام‌جم
  • آخرین پستها




منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:21 ق.ظ
توسط:

رابطه ی زن و شوهر موفّق به گونه‌ای است که در آن زبان تهدید، تنبیه، تحقیر و تخریب شخصیت جایی ندارد، هر چه هست زبان محبّت، صداقت و صمیمیّت، شجاعت و عدالت، ایثار و احسان، شکر و سپاس و تأیید و تکریم است.
دروغ و بدزبانی، تندخویی و بداخلاقی، غیبت و تهمت، افتراء و استهزاء، ناسپاسی و قدرناشناسی، بی‌تفاوتی، قهر و عصبانیت از آفات رابطه ی مطلوب زن و شوهر است.
محور رابطه ی زن و شوهری که در اندیشه ی اداره و ادامه ی یک زندگی پویا، مولّد و پربرکت هستند، همدلی و یک‌رنگی، صبوری و خویشتن‌داری و گذشت و ایثار است.
خودمحوری، خودبینی، خودتوجهی، خودخواهی، خودپسندی، خودنمایی و خودکامگی از آفت‌های شکل‌گیری زندگی مشترک موفق است. سرمایه‌ برقراری و استمرار رابطه‌ای خوشایند و موفق میان زن و شوهر‌ها، کفویت، همسری و همراهی، همگامی، همسویی، همفکری، حق‌گویی، حق‌جویی، وارستگی از وابستگی‌های نفسانی و تعصّبات ناروای خویشاوندی و قوی است.
در زندگی همسران موفق، رابطه ی زن‌ها و شوهرها با مادر، خواهر، پدر، برادر و دیگر نزدیکان نه تنها نمی‌تواند کمترین اثر ناخوشایندی بر روابط فی‌مابین ایشان بگذارد، بلکه بر حسن سلوک و اعتماد متقابل و شیرینی زندگی مشترک آنها می‌افزاید.
در واقع حسن تدبیر و تنظیم دایره و دامنه ی ارتباط با خویشان، دوستان و آشنایان با همفکری و همدلی زن و شوهر بلند‌اندیش و والا همت معنا می‌یابد و محور و معیار اصلی از ارتباطات خویشاوندی و عاطفی، تأمین نیازهای فطری و رضامندی خاطر یکدیگر است.
برای برقراری و استمرار رابطه‌ی پردوام، پربرکت و مسرّت‌بخش میان زن و شوهر و پیشگیری از سردی‌ها و سردمزاجی‌ها، بدبینی و سوءظن‌ها و قهر و ستیزهای خانوادگی، هر دو نفر (هم زن و شوهر) باید به خاطر داشته باشند که همچون دوران تجرّد دورانی که عقد و پیمان زندگی مشترک و جدیدی را امضاء نکرده بودند، نمی‌توانند به لحاظ وابستگی‌های عاطفی، بخش قابل توجهی از وقت، فکر و احساس خود را به مادر و خواهر، پدر و برادر و ... اختصاص دهند.
در یک زندگی مشترک موفّق، زن و شوهر فهیم همه ی سعی و تلاش خود را در جهت جلب رضایت خاطر و فراهم ساختن آسایش و آرامش روان و نشاط درونی یکدیگر مبذول می‌دارد و از این رو ضمن ابراز محبّت نسبت به خویشان و تکریم شخصیّت ایشان به رسالت و مسوولیت خطیر «همسری» اندیشیده، محبّت و عطوفت خود را در همه حال تقدیم به «همسر» می‌نمایند.
آری، مرکز ثقل و شاخص و میزان همه ی ارتباطات زن و شوهرهای بصیر و همسران فهیم با خویشان، نزدیکان، دوستان و آشنایان، حفظ و تقویت حسن رابطه، غنای پیوند عاطفی، اعتماد متقابل و احساس امنیت میان همدیگر است.
لذا هر رابطه و ارتباطی با دیگری که براساس ارزیابی منطقی و روان‌شناختی بر رابطه گرم و صمیمی و پیود عاطفی زن و شوهر خدشه‌ای وارد نماید، باید مورد تجید نظر قرار گیرد و به طور قطع با نگرشی جامع و احساس مسوولیت، در آن تعدیلی صورت پذیرد، ولو اینکه این رابطه با مادر و پدر و خواهر و برادر باشد
● توصیه جهت ارتقاء سازگاری زن و شوهر
عشق‌ و محبت‌ بین‌ زن‌ و شوهر از ارکان‌ اصلی‌ نظام‌خانواده‌ است‌. اما با گذشت‌ زمان‌ و سپری‌ شدن‌شور و شوق‌ دوران‌ نخستین‌ ازدواج‌، گاه‌ این‌ فکر به‌ ذهن‌ همسران‌ می‌آید که‌ بعد از چند سال‌زندگی‌ میزان‌ علاقه‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ هم‌ چقدر تغییرکرده‌ است‌.
هدف‌ از ارائه‌ توصیه‌های‌ زیر، آموزش‌ جهت‌ارتقای‌ سازگاری‌ و توجه‌ کردن‌ به‌ ویژگی‌های‌مثبت‌ یکدیگر، افزایش‌ اعتماد به‌ نفس‌، کاهش‌اضطراب‌ و تنش‌های‌ موجود در جهت‌ بهداشت‌ وسلامت‌ روانی‌ است‌.
۱) خانواده‌ یک‌ مجموعه‌ است‌. خانواده‌ زمانی‌موفق‌ خواهد بود که‌ همه‌ اعضای‌ آن‌ در یک‌محفل‌ با کمال‌ صمیمیت‌ و شادی‌ زندگی‌ می‌کنند.چون‌ وجود هر نوع‌ مشکل‌ و ناهماهنگی‌ حتی‌ ازسوی‌ یک‌ عضو، کل‌ خانواده‌ را دچار ناراحتی‌می‌نماید، پس‌ از انجام‌ هر رفتاری‌ نظیر مقایسه‌کردن‌، تحقیر، طعنه‌ زدن‌ و... پرهیز کنید.
۲) زندگی‌ مشترک‌ عرصه‌ کمال‌ است‌ نه‌ صحنه‌پیکار. بنابراین‌ دررفع‌ بحران‌ها مانند یک‌ تن‌ واحد عمل‌ کنید. یار و یاور هم‌ باشید. کوشش‌ نکنیدبر دیگری‌ تسلط بیابید، با هم‌ و در کنار هم‌ باشید نه‌رودروی‌ هم‌.
۳) از ابراز محبت‌ نسبت‌ به‌ یکدیگر دریغ‌ نکنید.ابراز محبت‌ به‌ موقع‌ در زند گی‌ مشترک‌ علاقه‌،نشاط و طراوت‌ به‌ وجود می‌آورد. این‌ امر فقط لازمه‌ روزهای‌ نخستین‌ ازدواج‌ نیست‌، بلکه‌ باگذشت‌ زمان‌ نهال‌ نوپای‌ زندگی‌ به‌ درختی‌ تناور تبدیل‌ می‌شود که‌ نیاز بیشتری‌ به‌ آبیاری‌ دارد. باابراز محبت‌ و نشان‌ دادن‌ عشق‌ و علاقه‌ به‌ هم‌،می‌توان‌ این‌ درخت‌ تناور را برای‌ همیشه‌ با نشاط، باور و با طراوت‌ نگه‌ داشت‌.
۴)عاشقانه‌ به‌ هم‌ نگاه‌ کنید. نحوه‌ نگریستن‌ هریک‌ از ما به‌ دیگری‌ به‌ (چگونه‌ بودن‌ ما) بستگی‌دارد، نه‌ به‌ (چگونه‌ بودن‌ او.) زبان‌ نگاه‌، زبان‌موثری‌ است‌. شما با نگاه‌ کردن‌ به‌ طرف‌ مقابل‌، به ‌او می‌فهمانید که‌ به‌ صحبت‌ کردن‌ با علاقمندهستید. اگر او سخن‌ می‌گوید، شما همچنان‌ که ‌تبسمی‌ بر لب‌ دارید به‌ صورت‌ و چشم‌ او نگاه‌ کنید.این‌ حالات‌ شما، اثر معجزه‌ آسایی‌ در ایجاد صمیمیت‌ و عشق‌ دارد. علاوه‌ بر این‌، اغلب‌ در یک‌زوج‌ عاشق‌ شاهد به‌ وجود آمدن‌ زبانی‌ رمزی‌ وعبارت‌های‌ محرمانه‌ای‌ هستیم‌ که‌ افراد دیگر قادربه‌ درک‌ آن‌ نیستند و نیز شیطنت‌ها، اشاره‌ها و کنایه‌هایی‌ که‌ تنها عشاق‌ آن‌ را می‌فهمند.
۵) در پنهان‌ کردن‌ راز خود پافشاری‌ نکنید.وقتی‌ یکی‌ از شما اشتباه‌ کردید، صادقانه‌ و صمیمی‌به‌ آن‌ اعتراف‌ کنید. مراقب‌ باشید که‌ احساسات‌همسرتان‌ را جریحه‌دار نکنید. صداقت‌ و اظهارپشیمانی‌ و ندامت‌ تنها راه‌ علاج‌ واقع‌ است‌. زیراقبول‌ نکردن‌ اشتباه‌ و نپذیرفتن‌ خطا اختلاف‌ را دامن‌ می‌زند و تا زمانی‌ که‌ به‌ اشتباه‌ خود متعرف‌نشوید و صمیمانه‌ از همسرتان‌ پوزش‌ نخواهید،رابطه‌ زناشویی‌ ترمیم‌ نمی‌شود.
۶) باید بدانید که‌ هر موضوعی‌ را به‌ شیوه‌ای‌خاص‌ با همسر خود در میان‌ بگذارید. اگر فکر کنیدگفتن‌ آن‌ ضرورتی‌ ندارد و نگفتن‌ آن‌ آینده‌ شما راتهدید نمی‌کند، اصرار در برملا کردن‌ آن‌ نکنید.هنگام‌ بیان‌ مسئله‌ای‌ که‌ در گذشته‌ داشته‌اید، ابتدابخشی‌ از آن‌ را فاش‌ کنید. به‌ این‌ معنی‌ که‌ از مسائل‌کوچک‌تر شروع‌ کنید. اگر همسرتان‌ ظرفیت‌پذیرش‌ آن‌ را داشت‌ به‌ تدریج‌ مسائل‌ مهم‌تر راپیش‌ بکشید.
۷) در مطرح‌ کردن‌ مسائل‌ ناخوشایند سعی‌ کنیدخود را هم‌ دخالت‌ دهید. مثلا به‌ جای‌ این‌ که‌بگویید، چرا با فلانی‌ این‌ طور برخورد کردی‌؟بگویید: کاش‌ با او این‌ طور برخورد نمی‌کردیم‌.
۸) هنگام‌ طرح‌ مسئله‌ با همسر خود هرگز جمله‌(تو با هیچ‌ کس‌ نمی‌توانی‌ کنار بیایی‌) را به‌ کارنبرد. زیرا همین‌ جمله‌ باعث‌ می‌شود که‌ او دیگرهیچ‌ گاه‌ مسائل‌ خود را با شما در میان‌ نگذارد.
۹) به‌ جای‌ جستجو در اعمال‌ و رفتار همسرتان‌،سعی‌ کنید از خود او سوال‌ کنید. گفتگو مستقیم‌ باهمسر سبب‌ می‌شود که‌ در موردی‌ که‌ شما شک‌ وتردید داشتید، مشکل‌ آسان‌تر حل‌ شود.
۱۰) اشتباه‌های‌ یکدیگر را به‌ رخ‌ هم‌ بکشید، زیراپایه‌های‌ زندگی‌ مشترک‌ را سست‌ می‌کند.
۱۱) اگر خطایی‌ از همسر خود دیدید، زود ازکوره‌ در نروید و سفره‌ دلتان‌ را نزد هر کس‌ بازنکنید. خصوصا نزد پدر و مادرتان‌. زیرا این‌ کار سبب‌ سرافکندگی‌ همسرتان‌ شود و امکان‌ آشتی‌را بسیار ضعیف‌ می‌کند. زمانی‌ که‌ رابطه‌ شما باهمسرتان‌ تیره‌ شد آرامش‌ خود را حفظ کنید،متین‌ و خونسرد باشید، وگرنه‌ رفتارتان‌ غیرمنطقی‌می‌شود و ممکن‌ است‌ دست‌ به‌ کاری‌ بزنید که‌سبب‌ پشیمانی‌ شود.
۱۲) اگر می‌خواهید عشق‌ و علاقه‌ خود را به‌همسرتان‌ تداوم‌ بخشید، باید زمان‌ کافی‌ را برای‌ باهم‌ بودن‌ و ابراز محبت‌ کردن‌ اختصاص‌ دهید. و به ‌یادآوری‌ روزهای‌ نخستین‌ آشتی‌تان‌ بپردازید.
۱۳) تلافی‌ جو نباشید. اگر بخواهید به‌ تلافی‌اشتباه‌ خود لجبازی‌ کنید، همه‌ پل‌های‌ رابطه‌ باهمسرتان‌ را خراب‌ کرده‌اید. با گذشت‌ و فداکاری‌همسرتان‌ را برای‌ همیشه‌ مدیون‌ خود سازید.
۱۴) انعطاف‌پذیر باشید. با چشم‌پوشی‌ و نرمش‌می‌توان‌ از بروز تنش‌های‌ بی‌دلیل‌ پیشگیری‌ کرد.موارد اختلاف‌ را صرفا به‌ نیت‌ رسیدن‌ به‌ دیدگاه‌مشترک‌ طرح‌ کنید، نه‌ برای‌ تکرار و تثبیت‌ کدورت‌دشمنی‌.
۱۵) صبر و بردباری‌ همسر خود را به‌ عنوان‌وظیفه‌ او قلمداد نکنید. بلکه‌ شما نیز با گذشت‌ ومتانت‌ و نکته‌سنجی‌ قدردانی‌ خود را نسبت‌ به‌ اوثابت‌ کنید.
۱۶) همسر آزرده‌ شریک‌ خوبی‌برای‌ زندگی‌نیست‌. یکدیگر را نیازارید. اجازه‌ ندهیدیکنواختی‌ و کسالت‌ غبار غم‌ را بر زندگی‌تان‌بیفشاند.
۱۷) نسبت‌ به‌ همسرتان‌ احساس‌ مسئولیت‌ کنید.این‌ احساس‌ پاسخی‌ ارادی‌ آدمی‌ است‌ به‌نیازهای‌ یک‌ انسان‌ دیگر، خواه‌ این‌ نیازها بیان‌شده‌ باشد یابیان‌ نشده‌ باشد.
۱۸) به‌ همسرتان‌ احترام‌ بگذارید. احساساتش‌ رادرک‌ کنید. منظور از درک‌ احساسات‌ آن‌ است‌ که‌همسر خود را آن‌ طور که‌ هست‌ بشناسید (از نظرخصوصیات‌ اخلاقی‌، عقلانی‌، ایمانی‌، ایده‌ها،آرزوها، احساسات‌ و عواطف‌...) احترام‌ گذاشتن‌به‌ همسر عبارت‌ است‌ از پذیرش‌ وی‌ آن‌ طور که‌هست‌ و ارزش‌ گذاشتن‌ به‌ شخصیت‌ و کمالات‌ اوکه‌ مظاهر آن‌ در گفتار و کردار در فرهنگ‌های‌مختلف‌ متفاوت‌ است‌، همسران‌ باید ضمن‌ وحدت‌فرهنگی‌ از مصادیق‌ احترام‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌تبعیت‌ نموده‌ و آنها را در مورد همسر خود به‌ کاربندند.


سایت سیمرغ
  • آخرین پستها



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:19 ق.ظ
توسط:

یا گوینده از روشهای اثربخش برقراری رابطه ، آگاه نبوده است ، یا شنونده روش های کارآمد گوش كردن را یاد نگرفته بوده و یا میان منظور واقعی گوینده و روش ارتباطی او ، هماهنگی و همخوانی مناسبی وجود نداشته است . در نتیجه ، تعاملی روی داده است که هم برای گوینده ، هم برای شنونده ، و هم برای تداوم رابطه آنان مضر بوده است . آنان ، به جای آن که از این فرصت برای نیرومند کردن رابطه میان خود استفاده کنند ؛ آن را در جهت تضعیف رابطه به کار برده اند و بنابر این ، هم گوینده به خواسته خود نرسیده است ، هم شنونده به احساس گناه ، افسردگی ، دلسرد شدن از طرف مقابل و یا احساس دور شدن از او دچار شده است و هم رابطه تضعیف شده است .
هر قدر احساسات دردناک تر ، خجالت آورتر و ناگوارتر باشند افشا کردن آنهاحساس تر ، شکننده تر و فشرده تر خواهد بود . گاهی اوقات ، افراد به دوست در حال صحبت خود خیره می شوند و ذهن خود را رها می کنند تا به سمت موضوعات دیگر منحرف شود. بعضی وقتها، هنگامی که دوستشان صحبت می کند ، تظاهر به گوش کردن می کنند اما در واقع ، فقط در جا می زنند و به تنظیم مطلبی می پردازند که به محض یافتن راهی برای آغاز صحبت ، بیان کنند . گفتگو ، مسابقه ای رقابت آمیز است که به اولین فردی که نفس عمیقی می کشد شنونده اطلاق می شود .
در جامعه ما، عمیق ترین مشکل مردم تنهایی ، انزوا و مشکل عزت نفس است . در حالی که ، مشکل موجود در دهه های اولیه عصر فروید ، سرکوبی جنسی و مشکل عمده اوایل دهه سی ( قرن حاضر ) خشونت مبدل بود ولی امروزه ، تنهایی است که مشکل اصلی به شمار می رود .
تنها بودن دو نوع است نخست ، عزلت که می تواند تنهایی کامل ، سازنده و مسرت بخشی باشد و دوم ، تنهایی که نوعی بی کسی دردآور ، مرده و پوچ است فرد تنها ، به طور عمیقی از انزوا و بیگانگی خود با دیگران آگاه است .
متاسفانه ، اکنون شدیدترین نوع تنهایی در خانواده دیده می شود ، نهادی که در آن ، ارتباط در حال فروپاشی است، یا در قتلگاه به سر می برد . ازدواج ، این پیچیده ترین شکل روابط انسانی ، بدون ارتباط اثربخش نمی تواند شکوفا شود . زندگی اغلب زوج هایی که امیدوارند ازدواجی بارور داشته باشند به دلیل فقدان مهارتهای ارتباطی لازم به یک رابطه موازی بدون صمیمیت می انجامد .دو فردی که می دانند یکدیگر را درک نمی کنند ، بچه هایی می پرورند که درکشان نمی کنند ، و هرگز هم درکشان نخواهند کرد . مجاورت بدون صمیمیت ، همیشه مخرب است . هنگامی که ارتباط متوقف می شود انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل می شود و در نتیجه ، منازعه های فراوان ، طعنه های خجل کننده ، انتقادهای مکرر ، عدم علایق جنسی و یا پناه بردن به سکوتی یخ گونه را موجب میشود .
والدین در دشوارترین مدرسه دنیا تدریس می کنند . مدرسه آدم سازی ، شما تخته سیاه کلاس ، مدیر ، معلم و سرایدار مدرسه اید . از شما انتظار می رود که خبرگان همه موضوع های مربوط به حیات و زندگی باشید . برای آموزش شغل شما ، مدارس معدودی وجود دارد و در مورد برنامه آموزشی نیز توافق عامی دیده نمی شود . در نتیجه مجبور هستید خود آن را تهیه کنید . مدرسه شما فاقد تعطیلات ، مرخصی اتحادیه ترفیع سالیانه و یا افزایش حقوق است . شما برای هر فرزندتان حداقل ۲۴ ساعت در روز ، ۳۶۵ روز در سال و حداقل به مدت ۱۸ سال مشغول خدمت یا آماده خدمت هستید . بجز این ، شما در اداره ای تلاش می کنید که صرف نظر از موضوع ، دو رهبر یا رئیس دارد . در چنین بافتی ، شما به آدم سازی اشتغال دارید . من این کار را به عنوان دشوارترین ، پیچیده ترین ، اضطراب انگیز ترین و ترس آور ترین کار دنیاتلقی می کنم .
برای اداره کردن خانواده ، ارتباط سالم از اهمیتی بسزا برخوردار است . پدر یا مادر بودن می تواند برای زوجهایی که در مهارتهای ارتباطی از کفایت لازم برخوردارند یکی از پاداش ‌دهنده‌ترین و مسرت‌بخش ترین تجربه های زندگی باشد . اما زمانی که والدین بر مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط صحیح و هماهنگ مسلط نیستند ، تشویش ، احساس بیگانگی و تنهایی ناشی از آن هم برای آنان و هم برای کودکان ، به یک اندازه مخرب است .
(۷۰ درصد مردمی که در نظرخواهی بخصوصی در مورد فرزندانشان شرکت کرده بودند از داشتن فرزند متاسف بودند که البته در کشور ما ممکن است این رقم مقداری تغییر یابد ولی این درصد در قرن ما فاجعه ای در روابط والدین و فرزندان بشمار می‌رود. ) ۸۰ درصد افرادی که در کار خود شکست می خورند فقط یک دلیل برای آن دارند .آنان قادر نیستند به خوبی با دیگران رابطه برقرار کنند . تصور شغلی که در آن ارتباط عامل مهمی نباشد کاری بس دشوار است .
مهارتهای برقراری ارتباط ، یقینا از رموز موفقیت در کار به شمار می روند . بیشتر تعامل های بشری در جهت بهتر یا بدتر شدن پیش می روند . هر لحظه از بودن با فرد دیگر ، می تواند فرصتی برای کشف خود و رشد شخصی ، و یا فرصتی برای کاهش هویت و تخریب شخصیت انسان باشد ، رشد شخصیت و بهداشت روانی و جسمی ما با توانایی برقراری ارتباط رابطه دارد . یک فرد بدون تعامل با انسانهای دیگر ، انسان کاملی نخواهد شد.
هر شخصی از طریق گفتگوهای خود با دیگران است که به بلوغ دست می یابد . برعکس ، عدم ارتباط یا مواجهه مکرر با ارتباطی ضعیف ، خویشتن فرد را هم از نظر هیجانی و هم از نظر جسمی تضعیف می‌کند برخی معتقدند که بیماری روانی ، در اصل ناشی از مشکلات مربوط به ارتباط نامناسب است . یک رابطه نارسا می تواند سلامت جسمی شخص را تحت تاثیر قرار دهد و با وجود این ، میزان تاثیر گفتگوی سازنده یا مخرب بر کنشهای جسمانی ، بسیاری از مردم را متعجب می سازد .
امپراتور فردریک ، فرمانروای قرن سیزدهم امپراتوری مقدس ، می‌خواست بداند که در زمان خلق نوع بشر ، در بهشت به چه زبانی صحبت می کرده اند : زبان عبری ، یونانی ، لاتین و یا زبان های دیگر؟ پس فرمان آزمایشی را صادر کرد که در آن امکان ایجاد دوباره شرایط اصلی ، تا حدودی ، وجود داشت ، به دستور او ، گروهی از کودکان را از لحظه تولد تا هنگام زبان باز کردن ، از شنیدن صدای انسان محروم کردند . کودکان توسط دایه‌هایی بزرگ می شدند که با تاکید از آنان خواسته شده بود تا زمانی که در کنار کودکان هستند ساکت باشند . همه شرایط آزمایش ، به خوبی رعایت شد . اما نتیجه چه بود ؟ همه بچه ها از بین رفتند . فقدان ارتباط در اغلب موارد، سمی است که می‌تواند مهلک باشد .
در مورد روشها و شیوه ها ی برقراری ارتباط ، یک موضوع قطعی است و آن این که ، این روشها قبل از هر چیز، پاسخهایی آموخته شده اند . شاید موثرترین معلمان شما ، والدینتان بوده اند که آنان نیز به نوبه خود ، رویکردی برقراری ارتباط را از والدین خویش یاد گرفته اند و معلمان ، مسئولان پیشاهنگی ، دوستان و بسیاری از افراد دیگر نیز بر میزان درونداد آنان افزوده اند . فرهنگ ، همواره به وسیله رادیو ، تلویزیون و منابع دیگر بر نحوه برقراری ارتباط انسان تاثیر گذارده است .
برقراری ارتباط ضعیف را ، افراد خیرخواهی به ما آموخته اند که خود ، راه های نامناسب برقراری ارتباط را از دیگران یاد گرفته اند . به این ترتیب ، در مورد مسائل مربوط به ارتباط ، در واقع ، بسیاری از ما قربانیان قربانیانی دیگر هستیم .
بزرگسالان زندگی ما ، علاوه بر تذکر کلامی الگوهای عملی نیز از شیوه های رفتاری خاص ارائه می کردند . شاید آنان ، احساسات خود را به ندرت بروز می دادند . شاید کنایه آمیز و تحقیر آمیز صحبت می کردند و یا با خشم فریاد می کشیدند . اما به هر حال همه ما به عنوان کودک ، از نمونه‌های رفتاری افراد مهم زندگی خود نیز ، به اندازه تعلیماتشان ، چیزهایی آموخته‌ایم.
▪ بسیاری از راههای اختلال آمیز برقراری رابطه ، که معمولا در فرهنگ ما به کودک آموزش داده می شود ، به قرار زیرند :
ـ چگونه ظاهربین باشیم،
ـ چگونه ظاهرسازی کنیم،
ـ چگونه به بازیهای بین فردی بپردازیم،
ـ چگونه پنهانکاری کنیم ،
ـ چگونه در روابط انسانی، از احتمال خطر بکاهیم،
ـ چگونه دیگران را به شکلی ماهرانه کنترل کنیم ( یا کنترل آنان را بر خود تحمل کنیم)
ـ چگونه در صورت لزوم به دیگران آسیب برسانیم و یا آنان را تنبیه کنیم .
بیشتر ما، اغلب در زمینه راههای بسیار مخرب و ناموثر برقراری رابطه آموزش می بینیم . زمانی که نقصهای ارتباطی والدین باعث آزار کودکان می شود، یک دور باطل به وجود می‌آید. اما این دور را می توان شکست . شما می توانید آن بخش از روشهای رابطه ای را که کارایی مثبتی ندارند یادگیری زدایی کنید .
البته تغییر دادن راههای برقراری ارتباط کار آسانی نیست . سالها عادت موجب شده است که برخی گرایشها ، در طول مدت زمانی بسیار طولانی ، چنان ریشه دار شوند که برقراری رابطه به شکلی متفاوت با گذشته را غیر طبیعی جلوه دهند . هر روش جدیدی ، نامناسب و ناجور به نظر می‌رسد در نتیجه افراد وسوسه می شوند که دست از تلاش بردارند .
حضرت آدم (ع) در جایی از بهشت مکث کرد تا بگوید : حوا ، ما در دوره انتقال به سر می بریم .
در قرن حاضر ، تغییرات فرهنگی با چنان سرعت نفس‌گیر و ناراحت کننده ای همراه بوده است که الوین تافلر اقرار می کند در دوره ای از شوک آینده زندگی می کنیم. منظور وی آن است که تغییر با چنان سرعت گیج کننده ای بر ما فرود می آید که برای کنارآمدن با آنان، با مشکلات زیادی مواجه خواهیم بود . با توجه به تغییراتی که پیوسته دردرون ما ، در افراد دیگری که با آنان رابطه داریم و درجهان فیزیکی و فرهنگ ما روی می دهد ، ثابت ماندن غیر ممکن است . به قول ریچارد نیبوهر هنگامی که امروز ، دست به کاری می زنیم که دیروز انجام داده ایم ، در واقع کاری متفاوت را انجام می دهیم ، زیرا در این فاصله هم ما و هم محیطمان تغییر کرده است .
قانون تغییر می گوید : اوضاع یکسان نمی ماند . اگر بهتر نشود بدتر خواهد شد ، رابطه ها اگر قوی تر نشوند ، ضعیف خواهند شد ، اگر نزدیک تر نشوند ، فاصله شان افزایش خواهد یافت و اگر سازنده تر نشوند ، باروری خود را از دست خواهند داد.
بدیهی است کنترل ماهرانه تغییرات بهتر از آن است که بگذارید زندگی ، خود این کار را صورت دهد.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:17 ق.ظ
توسط:

مهمترین محل اثر موادمخدر بر مغز است. در مغز گیرنده هایی وجود دارد که این مواد بر آنها اثر می کنند.

● این گیرنده ها به ۳ گروه تقسیم می شوند:
۱) اثر بر گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می شود.
۲) اثر برگیرنده های دوم سبب کاهش احساس درد، افزایش حجم ادرار و ایجاد حالت آرامش می شود.
۳) اثر موادمخدر بر گیرنده های گروه سوم سبب کاهش احساس درد می شود.
حدود بیست و پنج سال پیش مشخص شد که در بدن انسان موادی شبیه موادمخدر [مرفین] تولید می شود که مهمترین آنها به نام آندورفین ها و آنکفالین ها است. به طور طبیعی وقتی بدن دچار آسیب های دردزا و حوادث ناراحت کننده می شود مغز این مواد را ترشح می کند و سبب کاهش احساس درد و ناراحتی می شود.
● اثر موادمخدر بر روی سیستم پاداش
در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت ببرد و به عبارتی دیگر پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین و نوراپی نفرین ترشح می شود و بر روی قشر و سایر مراکز حیاتی آن اثر می کند و احساس لذت و پاداش به او دست می دهد و سعی در تکرار آن عمل دارد. یکی از آثار مهم موادمخدر فعال کردن همین سیستم است.بنابراین کسانی که یک بار با این مواد آشنا می شوند چون سیستم پاداش در مغز آنها تقویت شده، تمایلی شدید به تکرار مصرف آنها پیدا می کنند.
از بین موادمخدر هروئین خیلی راحت تر در چربی حل می شود. مغز انسان مقدار زیادی چربی دارد، بنابراین در مقایسه با مرفین و مشتقات آن، هروئین پس از مصرف در طی زمان کوتاه تری روی مغز اثر می کند بنابراین آثار پاداش دهنده و خوشی آور و ضد درد سریع تری دارد.کدئین که از مشتقات تریاک است به آسانی در سیستم گوارش جذب شده و در بدن تبدیل به مرفین می شود. در یک مطالعه روشن شده که در معتادان، یکی از آثار مصرف موادمخدر کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است.
اما گذشته از آثار ثابت شده مواد مخدر، مردم ممکن است با باورهای غلط زیر، اقدام به مصرف آنها کنند.
۱) برای تسکین درد:
این مواد واکنش انسان را نسبت به حس درد کاهش می دهند و روی عامل اصلی ایجاد درد هیچگونه اثری ندارند. بسیاری از بیماری های بشر با درد همراه است، از جمله اضطراب، افسردگی، بیماری های استخوان و مفاصل، سرطان ها و بیماری های عفونی.اما مصرف کنندگان و توصیه کنندگان به مصرف مواد توجه ندارند که نسبت به اثر ضد درد این مواد تحمل ایجاد می شود. یعنی مثلا در پنجمین مصرف برای اینکه همان درد اولیه کاهش یابد باید مقدار بیشتری مصرف شود، که این مقدار گاهی تا ۳۰ برابر مقدار مصرف اولیه لازم می شود.
۲) عقیده غلط دیگری که وجود دارد، اثر این مواد بر روی بیماری هایی مثل قند یا دیابت است. به نظر می رسد چنین باورهای غلطی توسط قاچاقچیان دامن زده می شود تا درآمد مالی بیشتری کسب کنند. یا مصرف کنندگان این ادعا را مطرح می کنند تا خود را گناهکار جلوه نداده، بگویند ما برای پیشگیری یا درمان این بیماری ها، مواد مصرف می کنیم. در هیچ تحقیق علمی اثر پیشگیری کننده و درمانی برای این مواد ثابت نشده است.
۳) گاهی افراد بی اطلاع توصیه می کنند که مصرف موادمخدر برای کاهش آلام روحی و اضطراب و افسردگی و سایر بیماری های روانی که نسبتا شایع و به شدت آزاردهنده هستند، مفید می است.اضطراب معمولا باتنگی نفس، احساس خفگی، تپش و احساس ناراحتی در قلب، سنگینی سر، احساس درد و ناراحتی در شکم و درد در سایر قسمت های بدن همراه است.تفکر غلط اثر تسکینی موادمخدر بر بیماری های روانی و اضطراب از آنجا ناشی شده که این مواد دارای اثر تسکین بخش و آرام بخش هستند، هر ماده آرام بخشی علائم ظاهری اضطراب را کاهش می دهد، اکثر بیماری های روحی همراه اضطراب هستند، افسردگی که بیماری قرن است در بسیاری از موارد همراه با اضطراب است.
بنابراین در اوایل مصرف، شخص که به هر علت دچار اضطراب و ناآرامی روحی است ممکن است با مصرف مواد احساس آرامش کند. اما این پدیده ثابت شده که در افراد مضطراب و ناآرام پس از اولین مصرف، خطر اعتیاد بسیار بالا است و مواد اعتیادآور قطعا پس از مدتی، خود افسردگی زا و به تبع آن اضطراب آور خواهند بود.
یعنی در نهایت نه تنها با مصرف موادمخدر افسردگی، اضطراب و آلام روحی انسان کاهش می یابد، بلکه تشدید هم می شود زیرا تغییر خلق و ایجاد حالت شادی کاذب توسط موادمخدر فقط در اوایل مصرف ایجاد شده است.نوجوانان و جوانان در مقطعی از زندگی خود هستند که بحران و ناآرامی روحی و اضطراب فراوانی دارند و به همین دلیل است که با اولین آشنایی ها خطر اعتیاد در آنها زیاد است. نوجوان روابط اجتماعی و خانوادگی آرام و حمایت کننده ای لازم دارد تا آلام روحی او کاهش یافته به سمت اعتیاد نرود.
۴) توصیه دیگری که ناآگاهان برای مصرف موادمخدر دارند در مورد مشکلات روابط جنسی مردان به خصوص مردان جوان است. مشکلات جنسی در آنان معمولا ریشه در هیجانات و اضطرابات شخص دارد اگر این مواد در موارد نادری از مشکلات فوق بکاهد، در طولانی مدت باعث ایجاد افسردگی و کاهش میل جنسی می شود.
۵) مواد مخدر یعنی مشتقات مرفین حرکات پیش برنده روده ها را کند می کند و ترشحات آن را کاهش می دهد.دردهای دستگاه گوارش می تواند ناشی از افزایش حرکات دودی روده ها باشد. در اسهال این حرکت سریع و گاهی دردناک می شود. در بسیاری از هیجانات و اضطراب ها حرکات لوله گوارش مختل شده، افزایش یا کاهش می یابد. مثلا در روده های تحریک پذیر عصبی دل درد، دل پیچه یا اسهال و یبوست متناوب وجود دارد. اگر مبتلایان به این بیماری ها با موادمخدر آشنا شوند، خطر اعتیاد جدی است. مثلا در مورد اسهال که همراه با افزایش حرکات روده ای است، اگر مشتقات تریاک در دسترس شخص بیمار قرار بگیرد با توجه به کند کردن حرکات پیش برنده روده و بهبود ظاهری اسهال خطر اعتیاد بعدی را دارد.
۶) متأسفانه بعضی از کسانی که پس از رانندگی ممتد دچار خستگی می شوند پس از چند بار مصرف و احساس رفع خستگی و سرخوشی کاذب، در دام اعتیاد گرفتار می شوند.
۷) این مواد حالت خمودگی، ابرگرفتگی شعور و با آگاهی ایجاد می کنند یعنی می توانند بیداری بیش از حد بشر را کاهش دهند. زندگی پیچیده امروز، نیاز به کار فکری زیاد و گاهی خسته کننده دارد در واقع آدم های پرکار و آنهایی که در زندگی روزمره با مسایل پیچیده برخورد می کنند مجبورند با تمام قوای فکری و ذهنی خود وارد میدان شوند.
یعنی بشر امروز برای تطابق با شرایط روزمره، بیش از حد بیدار و شاید دائم در حال جنگ فکری است، در حد اعلای این پدیده بعضی آدم ها همانند خروس جنگی دائم هوشیارتر از مردم دیگر هستند. موادمخدر و الکل این حالت بیداری بیش از حد را کاهش می دهد. بنابراین آنهایی که کار فکری شدید، یکنواخت و خسته کننده می کنند با اولین آشنایی ها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند و موادمخدر و الکل ابتدا آنها را آرام می کند اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمر بخشی را از آنها می گیرد.
۸ ) قسمت اعظم دردهای بشر روانزاد است، انواع کمردردها، پشت درد، سردرد، دل دردهای مزمن، دردهای عضلانی و استخوانی، می تواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب پذیر هستند.این مواد اصل درد و عامل ایجاد کننده درد را از بین نمی برند فقط شخص را نسبت به درد بی تفاوت می کنند.
مثلا اگر کسی شکستگی داشته باشد، درد ایجاد شده سبب کم حرکتی یا بی حرکتی عضو شکسته شده می شود و فرصتی برای محل شکسته ایجاد می شود تا استخوان سازی صورت گرفته و محل شکستگی ترمیم یابد اما مواد مخدر واکنش انسان را به درد که همان بی حرکتی و کم حرکتی است از بین برده و عضو حرکت کرده می تواند جوش خوردن شکستگی را به تاخیر بیندازد.
۹) در مسیر اعتیاد بتا آندورفین ها که مواد شبه مخدر درونزا هستند کاهش می یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی به بدن سلول های مغز شخص معتاد تنبل شده و این مواد درونزا را ترشح نمی کنند و مرفین خارجی جای شبه مرفین های مفید و تولید شده در بدن شخص را می گیرد.بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آن که مواد مخدر خارجی به بدن نمی رسد و مغز، دیگر مواد شبه مرفین درونزا ترشح نمی کند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بی قراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجددا مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.
۱۰) با کاهش آندورفین ها [مواد شبه مرفین درونزا] در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصیت دشمن کشی مونوسیت ها که از سلول های دفاعی بدن هستند کاهش می یابد. بنابراین شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت ها حساستر است و زودتر مبتلا می شود.
مواد مخدر آن دسته از سلول های دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می دهند و نیز با کاهش فعالیت آنها می توانند سبب رشد سلول های سرطانی شوند.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:15 ق.ظ
توسط:

اسپرم کش چگونه کار می‌کند؟
این مواد اسپرم‌ها را پیش از آنکه بتواند به سمت رحم شنا کنند، می‌کشد. برای تأثیر مناسب، اسپرم کش‌ها باید در عمق واژن و در تماس با دهانه رحم ریخته شوند. کرم، ژل و کف با استفاده از اپلیکاتور (اعمال کننده) به درون واژن ریخته می‌‌شود.

اسپرم کش‌ها را می‌بایستی قبل از رابطة جنسی به داخل واژن ریخت. بعضی از انواع مانند کف و ژل بلافاصله پس از مصرف، اثر اسپرم کشی دارند. همة انواع اسپرم کش در صورتیکه کمتر از ۱ ساعت قبل از انجام رابطة جنسی به داخل واژن ریخته شوند اثر دارند. در صورتیکه یک ساعت از زمان مصرف بگذرد و هنوز رابطة جنسی بر قرار نشده باشد، می‌بایستی مجدداً مصرف شوند. مواد اسپرم کش نباید برای حداقل ۶ ساعت پس از رابطة جنسی شسته و خارج شوند.

کارآیی مواد اسپرم کش به چه میزان است؟
از هر ۱۰۰ زوج که تنها از این مواد برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنند، ۲۹ زوج در طی یک دورة یک ساله باردار می‌شوند. مصرف صحیح و به موقع این مواد در تعیین میزان موفقیت این روش نقش دارد. اسپرم‌ کش‌ها زمانی بیشترین اثر را دارند که همراه یک روش دیگر جلوگیری از بارداری بکار گرفته شوند.

فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.

پیشگیری ازابتلا به بیماریهای مقاربتی
مواد اسپرم کش محافظتی در مقابل بیماریهای مقاربتی ایجاد نمی‌کنند. برای این منظور همواره باید از کاندوم استفاده نمود.

عوارض جانبی احتمالی
مواد اسپرم کش ممکن است باعث التهاب و یا حساسیت واژن شوند. یک عارضه احتمالی دیگر افزایش خطر عفونت تکرار شونده دستگاه ادراری است که به دلیل بر هم زدن نظم باکتری‌های بدن اتفاق می‌افتد.

استفاده از مواد اسپرم کش برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که این مسئولیت را می‌پذیرند که پیش از انجام رابطة جنسی برای پیشگیری از حاملگی ناخواسته اقدامی انجام دهند و زوجهایی که از کاندوم و یا دیافراگم استفاده می‌کنند و تمایل دارند که محافظت بهتری در مقابل بارداری داشته باشند از مواد اسپرم کش استفاده می‌کنند.

چگونه می‌توان مواد اسپرم کش را تهیه کرد؟
این مواد در داروخانه‌ها بدون نیاز به نسخه پزشک قابل تهیه هستند.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تاثیر چرخه قاعدگی بر نظر زنان نسبت به مردان

طبق یافته عصب شناسان پاسخ مغزی زنان به صورت مردان به مرحله چرخه قاعدگی شان بستگی دارد. حدود تخمک گذاری فعالیت مناطق مغزی مرتبط با پاداش افزایش و فعالیت مناطق مغزی مرتبط با بازداری و کنترل شناختی کاهش نشان می دهد. این تحقیق توسط هیترراپ از موسسه تحقیقاتی کینزی در سکس، جنسیت و تولید مثل در بلومینگتون انجام گرفته است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ساینس دیلی ،  این یافته پیشنهاد می دهد که حساسیت سامانه مغزی پاداش در زنان هنگام افزایش احتمال بارداری بالا می رود. طبق گفته راپ افزایش حساسیت این سامانه هنگام تخمک گذاری ممکن است به سایر محرک های فعال کننده این سامانه از قبیل دارو یا الکل نیز تعمیم یابد.

این یافته ها نه تنها به فهم بنیانی ما از سامانه پاداش و نقش آن در رفتار جنسی زنان می افزاید، بلکه به علت افزایش تمایل زنان به شرکت در رفتارهای جنسی ناایمن یا سوء مصرف مواد و الکل از لحاظ بالینی نیز اهمیت می یابد. راپ از فن تصویر نگاری کارکردی با تشدید مغناطیسی (fMRI) در این پژوهش استفاده کرده است.

فعالیت مغزی زنان حدود زمان تخمک گذاری در نواحی مربوط به پاداش و پردازش صورت ها از قبیل قشر پیشین حدقه ای میانی، هیپوکامپ و نواحی پس سری افزایش و در مناطق مغزی مربوط به بازداری و خطر از قبیل کرتکس پیشانی کاهش نشان داد.

مشاهده صورت مردان با تاریخچه جنسی ناایمن نسبت به صورت های کم خطر با کاهش فعالیت نواحی مغزی مرتبط با تصمیم گیری و پاداش همراه بود. این تمایز در اواخر چرخه قاعدگی بیشتر می شود. فعالیت مغزی زنان در نواحی مرتبط با خطر و هیجان از قبیل اینسولا و کمربندی قدامی در پاسخ به صورت های مردانه تر افزایش یافت.

این مطالعه روی ۱۲ زن دگر جنس گرای ۲۳ تا ۲۸  ساله که از قرص های ضد بارداری استفاده نمی کردند صورت گرفت. فعالیت مغزی زنان با استفاده از(fMRI) در طول تخمک گذاری و اواخر چرخه ماهانه اندازه گیری شد. به هر زن در حالیکه در دستگاه(fMRI) قرار داشت، ۲۵۶ تصویر از صورت مردان نشان داده شد که در میزان مردانگی و مخاطره جنسی متفاوت بودند. یک نرم افزار چهره نگاری به منظور افزایش یا کاهش میزان مردانگی تغییراتی در تصویر مردان ایجاد می کرد.

رفتار جنسی ناایمن شامل تعداد شریک های جنسی پیشین و استفاده از کاندوم بود. از زنان خواسته شد با فشار یک شاسی نشان دهند چقدر تمایل دارند که با مرد نشان داده شده رابطه جنسی داشته باشند.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:13 ق.ظ
توسط:

کودک تقریبا در همه موارد از جمله خوراک، پوشش، بازی کردن، دوست یابی و استفاده از وسایل به شما تکیه می کند. او مجبور است برای برطرف کردن نیاز خود رضایت شما را جلب کند و گاهی این مسئله باعث ایجاد درگیری بین او و شماست.

نق زدن، صدای کودکی است که احساس ضعف می کند. او برای جلب توجه دیگران کم کم تن صدای خود را بالا و بالاتر می برد.

کودک کاری را انجام می دهد که برایش نتیجه بخش باشد. نق می زند به امید اینکه از شما پاسخ بگیرد حتی اگر پاسخ منفی هم باشد او را به هدف رسانده است. به جای اینکه بر روی عمل نق زدن او تمرکز و تاکید کنید سعی کنید علت نق زدن او را متوجه شوید. آیا می داند نق زدن کار ناخوشایند و آزاردهنده ای است؟ برخلاف آنچه والدین تصور می کنند کودک تصور منفی از عمل نق زدن خود ندارد.

صدای نق زدن او را ضبط کنید و در شرایطی که هر دوی شما آرامش دارید نوار را برایش پخش کنید و برایش توضیح دهید این نوع صداهای آزاردهنده باعث می شود کسی به حرف گوینده توجه نکند.

به موقع به درخواست کودک پاسخ دهید

وقتی کودک در جلب توجه دیگران تلاش می کند و شکست می خورد متوسل به نق زدن می شود. به همین دلیل درست همان زمان که شما مشغول صحبت کردن با دوستان هستید شروع به نق زدن می کند. بهتر است وقتی کودک به زبان خودش و در حالت طبیعی چیزی را از شما خواست در صورت امکان به درخواست او پاسخ دهید.

در ضمن برایش توضیح دهید. هرگاه شما به کار دیگری مشغول هستید قادر نخواهید بود به او پاسخ گویید. پس فقط در صورتی که خواسته اش بسیار ضروری و حیاتی است آن را مطرح کند. در غیر این صورت منتظر بماند تا کار شما تمام شود. مسلما اگر درخواست او منطقی باشد شما به او پاسخ خواهید داد.

حتی در زمانی که مشغول کار مهم دیگری هستید قبل از شروع کار یا در حین انجام کار به او بگویید «عزیزم می دانم به کمک من نیاز داری ولی اگر کمی صبر کنی حتما به کمک تو خواهم آمد.» با این کار نشان می دهید که به او اهمیت می دهید. اما مراقب باشید که مکرر نگویید «بعداً، بعداً». می توانید او را برای مدت کوتاهی منتظر نگه دارید و این انتظار کشیدن ها برای او سازنده است. در این صورت از او تشکر کنید تا متوجه شود صبر او باعث خوشحالی و رضایت شماست.

به او کمک کنید احساس خود را بیان کند.

گاهی کودکان نق می زنند زیرا نمی توانند احساس خود را بروز دهند. پس به کودک کمک کنید احساس خود را بیان کند «می بینم ناراحت هستی. آیا به خاطر این است که در حال حاضر کسی نمی تواند تو را به پارک ببرد؟» این کار کمک می کند باب گفت وگو باز شود. البته زمانی که کودک مشغول نق زدن است زمان مناسبی برای نصیحت کردن نیست ولی می توانید در موقعیت های مناسب که او در حالت آرامش است برایش توضیح دهید که نق زدن راه مناسبی برای رسیدن به هدف نیست و حتی باعث می شود او شانس کمتری برای رسیدن به هدف داشته باشد.

اگر مودبانه درخواست خود را مطرح کرد به او پاسخ دهید و از او تشکر کنید. در این صورت متوجه می شود از این طریق سریع تر به هدف رسیده است و دیگر دلیلی برای نق زدن نمی بیند. زمانی که کودک گرسنه یا خسته است بدخلق می شود. چگونه از کودک گرسنه انتظار دارید در سوپرمارکت مملو از خوراکی های متنوع بفهمد که خوردن یک بستنی اشتهای او را برای شام از بین خواهد برد؟! قبل از رفتن به سوپرمارکت او را سیر کنید و یا خوراکی های سالم همراه خود ببرید تا در صورت لزوم آن را میل کند و مجبور نشوید او را کشان کشان از سوپرمارکت به خانه ببرید.

درخواست باید مودبانه باشد.

درخواست کودک چه با دلیل و چه بی دلیل در صورتی که بی ادبانه باشد نباید او را به هدف برساند. به او بگویید «تا زمانی که نق می زنی اصلا متوجه نمی شوم چه می گویی، لطفا از صدای معمولی برای صحبت کردن استفاده کن، خوشحال خواهم شد که به صحبت های تو گوش کنم.» و تا لحن خود را تغییر نداده به او هیچ پاسخی ندهید و تسلیم نشوید.

شما مجبور نیستید به او پاسخ مثبت بدهید. گاهی اوقات حتی با اینکه با لحن مودبانه درخواستی دارد، به دلیل این که خلاف مقررات است مجبورید درخواستش رارد کنید. ولی فراموش نکنید از او تشکر کنید. «متاسفم که الان نمی توانی بازی کنی چون وقت خواب است، متشکرم که مودبانه از من درخواست کردی».

به مقررات پایبند باشید

کودکان خوب می دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند. لذا در مکان های عمومی شروع به نق زدن می کنند. به مقررات پایبند باشید و تحت هیچ شرایطی آن را زیر پا نگذارید و تسلیم نشوید.
مهم نیست در کجا و با چه کسی هستید و کودک چه لحنی را به کار برده است. بر خود مسلط باشید و عصبانی نشوید. هرگز نگویید «برو هر کاری می خواهی بکن فقط مزاحم ما نشو» اگرچه این جمله موقتا شما را نجات می دهد ولی مجبور خواهید شد همیشه به همین شکل عمل کنید.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 22 خرداد 1389  12:11 ق.ظ
توسط:

آموزش توالت رفتن به کودک را باید زمانی شروع کنید که هم شما و  هم کودک آمادگی آن را داشته باشید شما باید برای دست کم سه ماه وقت و انرژی بگذارید تا کودک برای توالت رفتن آموزش دهید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ، زمانی کودک آماده آموزش توالت‌کردن است که خیس شدن یا کثیف شدن کهنه را دریابد یا بتواند بگوید که می‌خواهد سر لگن بنشیند. این وضعیت معمولا هنگامی رخ می‌دهد که کودک شما ۱۸ تا  ۲۴ ماهه باشد. با این حال ممکن است تا ۲٫۵ تا سه سالگی کودک هنچنان نیاز به پوشک کردن داشته باشد.

به کودک اجازه دهید ادرار و مدفوع خود را در توالت ببیند. بگذارید کودک با سیفون توالت بازی کند. قبل از آموزش توالت رفتن به کودک، یک لگن بچه در محیط بازی کودک بگذارید تا کودک با لگن بچه آشنا شود.
 
به کودک اجازه دهید  با مشاهده و لمس کردن با لگن آشنا شود. به او بگویید لگن مال اوست و  اجازه دهید کودک با لباس کامل مانند صندلی روی لگن بنشیند. به او اجازه دهید هر وقت خودش خواست از روی لگن بلند شود تا این کار او را خسته نکند.

بعد از اینکه کودک به نشستن روی لگن عادت کرد، او را بدون لباس و پوشک روی لگن بنشانید تا کودک به نشستن بدون لباس روی لگن عادت کند.

همچنین خالی کردن لگن به درون توالت و کشیدن سیفون آن را به او نشان دهید. بعد از اینکه کودک با کشیدن سیفون توالت و نشستن بر لگن احساس راحتی کرد،‌ می‌توانید شروع به آموزش دادن دفع در لگن به او کنید.

شلوارهای گشاد که به راحتی از پای کودک خارج می‌شود،‌ به او بپوشانید.
هر وقت که کودک اعلام کرد که نیاز به رفتن به توالت دارد،‌ او را روی لگن بنشانید.

هنگامی که کودک احساس نیاز به ادرار کردن یا اجابت مزاج دارد، ممکن است حالت صورتش تغییر کند یا کاری را که داشت انجام می‌داد، ‌متوقف کند. به غیر از  توجه به این نشانه‌ها،‌ کودک را در فواصل منظم مثلا هر یک ساعت نیم تا ۲ ساعت روی لگن بنشانید.

هنگامی که کودک روی لگن نشسته است،‌ پهلوی او بمانید. حرف زدن با کودک یا قصه خواندن برای او کمک می‌کند تا او آرامش پیدا کند.

هنگامی که کودک خودش به توالت می‌رود،‌ او را تشویق کنید. اما اگر کودک دفع انجام نداد،‌ او را سرزنش نکنید. در مقابل کودک شکیبا باشید.
 
هنگامی که کودک یاد گرفت چگونه از لگن استفاده کند، می‌تواند استفاده از توالت فرنگی را هم به او آموزش دهید.

ممکن است این مراحل آموزشی تا سه ماه طول بکشد.مهم این است که شما بردبار و حامی کودک خود باشید. نباید زمانیکه اشتباهی از کودک سر زد، او را نتبیه کنید.

چنانچه کودک در مدت سه ماه توالت رفتن را یاد نگرفت، با پزشک خانوادگی مشورت کنید محتمل‌ترین دلیل در مورد اینکه کودک‌تان استفاده از لگن را یاد نمی‌گیرد، ‌این است که هنوز آمادگی برای آموزش توالت را ندارد و باید صبر کنید تا بزرگتر شود.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

شوهران عصبانی همسرانشان را افسرده می‌کنند  .
  
 

براساس تحقیقات انجام شده زنان بیشتر از مردان از بیماری افسردگی رنج می‌برند، اما یک پژوهش جدید نشان می‌دهد افسردگی در زنان می‌تواند حاصل زندگی کردن با شوهران عصبانی، پرخاشگر و تندخو باشد.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  محققان با اشاره به این مطلب اعلام کردند که عکس این امر یعنی تاثیر خشم زنان در افسردگی شوهران صدق نمی‌کند. بعلاوه رفتار گرم و مثبت از جانب شوهران، تاثیر منفی رفتارهای خصمانه آنها را کاهش می‌دهد.

 

در این تحقیق، پژوهشگران یک کلیپ ۲۰ دقیقه‌ای از تعامل ۴۱۶ زوج را در خانه مشاهده کردند.

 

در این نوار ویدئویی دو نوع رفتار شامل رفتار ضد اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه مورد توجه و بررسی قرار گرفت. شرکت کنندگان در پژوهش هیچ علائمی از افسردگی نداشتند.

 

دکتر کریستین پرولکس، محقق دانشگاه میسوری در این باره خاطرنشان کرد: خشونت شوهران به میزان قابل توجهی، علائم افسردگی را در همسران آنها افزایش می‌دهد.

 

به این ترتیب پس از تنها ۳ سال زندگی مشترک هرچه این رفتارهای تندخو و ضد اجتماعی در شوهر بیشتر باشد، ‌علائم افسردگی در همسر وی تشدید می‌شود.



منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 18 خرداد 1389  06:08 ق.ظ
توسط:

در این مقاله با دیدگاه‌های دکتر احسان‌الله محمدی پژوهشگر و محقق علوم شناختی درخصوص سرفصل‌های اساسی زندگی خانوادگی آشنا می‌شویم. مطالعات علمی ایشان ساده‌سازی، کاربردسازی و توجه به نیازهای واقعی خانواده‌ها و دستگاه‌های آموزشی - تربیتی می‌باشد. امیدواریم بتوانیم با نوشتار این محقق ارزشمند، همراه باشیم.
● سرفصل اول
کودکان باید از همان روز اول ولادت که هنوز در گهواره قرار دارند باتوجه به صفات و ویژگی‌های انسانی، تربیت شوند و مادر و پدر بایستی، طفل شیر خوار خود را با خواندن صفحاتی از آثار و ادبیات داستانی بخوابانند و هنگامی که کودک حتی در خواب است با ملودی‌های خوش، ادبیات دلگرم کننده ‌و شیرین را زمزمه نمایند تا کودک از همان روزهای اول زندگی، کلمات را بشنود و در خاطرش نقش ببندد، چون که کودک، هرچه را ببیند و بشنود، در ذهنش جای می‌دهد و بعد در بزرگسالی آثار آن را، ظاهر می‌سازد. سیستم شعوری و قلبی کودک، مثل اسفنج است که اگر آن را در آب فرو ببری آب را به خود جذب می‌کند و اگر در سرکه بیندازی، سرکه را! و هروقت آن اسفنج را فشار بدهی، هرچه را به خود کشیده، پس می‌دهد.
پس مادر و پدر عزیز یادتان باشد که:
کودک در ابتدا همچون گیرنده قوی همه ملودی‌های حسی، جسمی و عاطفی را می‌پذیرد.
● سرفصل دوم:
با کودکان، هرگز نباید به درشتی و تندی، رفتار کرد و سخنان نالایق را خطاب به کودکان بر زبان راند. کودکان خیلی حساس هستند. قلبشان از آینه صاف‌تر و لطیف‌تر است و از کوچک‌ترین حرف‌های ناملایم آئینه وجودشان غبارآلود و مکدر می‌شوند.
مادران و پدران همیشه در نظر داشته باشند که گفتار درشت، همچون شمشیر دیده می‌شود و گفتار نرم به جای شیر، پس تا شیر هست، چرا شمشیر به کار افتد؟ فریاد، ناسزا، بی‌قراری و عصبانیت مادر و پدر، پرده حیای طفل را می‌درد و کودک را نسبت به مادر و پدر، گستاخ و جسور می‌کند و عزت‌نفس، غرور، شرف و هویت او را کم‌کم از میان می‌برد و کار به جایی می‌رسد که کودک دیگر از دشنام و ناسزا، متاثر نمی‌شود و سرانجام درست مانند پدر و مادر خود از همان گفتارهای منفی برای روبرو شدن با آن دو استفاده می‌کند.
● سرفصل سوم
کتک زدن کودکان و تنبیهات بدنی، در هر شرایطی ناپسند و زشت است، حتی گذشتن چنین فکری، در ذهن و خیال مادران و پدران گناه است.
کتک زدن، هرگز کسی را تربیت نکرده است و کوچکترین اثر آموزشی نداشته است. صدمه زدن به کودکان، سلاح مادران و پدران عاجز است، چون مادران و پدران آشنا به اصول روانشناسی و تربیتی، به راحتی با برخوردی مناسب و صحیح از انجام دادن رفتارهای ناشایست کودکان خود جلوگیری می‌کنند.
اصول روانشناسی و تربیتی می‌گوید: مادر و پدر که کلید قلب کودکان در دست آنان است، با کودکان خود، رفیق شفیق و مونسی دلسوز باشند و چنان محبت کودکان را جلب کنند که در مواقع سختی و آلام ذهنی و گرفتاری‌های فکری و درونی به مادران، پناه ببرند و اسرار گفتنی و ناگفتنی خود را صریح و بی‌پرده، بر زبان رانند، اگر غیر از این باشد، کودکان از محیط خانه و کاشانه خود، فاصله خواهند گرفت و با افرد ناشایست و بی‌مسئولیت ارتباط دوستانه برقرار خواهند کرد.
در این جایگاه است که بین مادر و پدر و فرزند، پرتگاه هولناکی به وجود خواهد آمد و رفته‌رفته، طغیان، بر آنان چیره خواهد شد.کودک، مانند غنچه‌ای است که با وزیدن نسیم ملایم تعلیم و تربیت انسانی، شکفته می‌شود و هیزم نیست که محتاج به تبر باشد. کودکان، نونهالان باغ خانواده شما هستند. به شکوفایی و آشکار ساختن استعدادهایشان توجه نمائید.
● سرفصل چهارم:
شیوه گفتار و رفتار مادر و پدر، تا‌ثیر مستقیم شدیدی را بر روی کودکان می‌گذارد و در نتیجه، مادر و پدر خود پایه‌گذار آداب و اخلاق فرزندانشان می‌باشند.
مادران و پدران در محیط خانواده، به هرگونه که رفتار کنند و به هر شیوه‌ای که سخن بگویند خواه خوب و خواه بد، الگوی رفتار کودکان خواهند بود، زیرا همه کودکان مقلدند و حرکات اطرافیان خود را تقلید می‌کنند.
نتیجه آن است که مادران و پدران، باید در گفتار و رفتار خود نسبت به کودکان، توجه و دقت داشته باشند و هر آنچه را که می‌خواهند در کودکانشان به وجود آورند، خودشان به آن عمل نمایند و همیشه راستگو باشند، کارهای شایسته و صحیح را انجام دهند و کارهای ناشایست و ناصحیح را انجام ندهند.
کودکان مقلدند و همه حرکات شما را به راحتی تقلید می‌نمایند، پس تصویر‌های مثبت را در ذهنشان مهیا نمائید.
● سرفصل پنجم:
مادر و پدر، باید در تمامی مسائلی که در رشد، تربیت و آموزش فرزندانشان موثر است اتفاق‌نظر داشته باشند و در تمامی امور، از جزئی و کلی با یکدیگر موافق باشند و برای رسیدن به این منظور مهم تربیتی، مادر و پدر، باید با یکدیگر “مذاکره و مشاوره” کنند و با یکدیگر پیمان ببندند که نگذارند کودکان، در محیط خانواده شاهد بگومگو، کشمکش و مشاجره بین آنان باشند، زیرا اگر کودک حس کند که میان مادر و پدرش، اختلاف‌نظر و کدورت وجود دارد، خیلی پریشان خاطر می‌شود و این موضوع،‌ اثرات بسیار نامطلوبی در روان او می‌گذارد. وقتی مادر و پدر از روی منابع حقیقی روانشناسی و اصول تربیتی صحیح، راه تربیت کودکان خود را یافتند، باید هر دو در عمل کردن به آن، متحد باشند و دیگر هیچ ‌کدام قوانین و دستورهای دیگری را نقض نکند، اگر غیر از این باشد، در شادی و خرمی به روی آن خانه، برای همیشه بسته می‌شود و بعضی کودکان طرفدار پدر و برخی جانبدار مادر خواهند بود و در این صورت، تربیت مشکل، بلکه محال است.
اصل توافق، اصل مذاکره، مشاوره و همپیمان بودن را بین خود به وجود آورید تا کودک به طرفداری یک طرفه و منفی سوق پیدا نکند.
● سرفصل ششم:
مادران و پدران، باید نسبت به یکدیگر “احترام متقابل” داشته باشند و هیچ کدام از دیگری بدگویی نکنند و خلاف احترام رفتار ننمایند، زیرا اگر پدر نزد کودک، مادر را خوار و خفیف کند و از حرمت‌ او نزد کودک بکاهد و یا مادر، همین رفتار را نسبت به پدر داشته باشد، دیگر ممکن نیست که در آن خانواده “محبت” حکمفرما شود و کودکان هرگز با مفاهیم الفت و صمیمیت، تربیت و رشد نخواهند یافت. مادر و پدر نباید به کودکان این فرصت و اجازه را بدهند که در غیاب یکی از آنها از دیگری به بدی یاد کنند.
بلکه باید به گونه‌ای رفتار نمایند که کودکان مادر و پدر را یک نفس، در دو بدن بدانند و جدایی بین مادر و پدر را حس نکنند و اگر احیانا اختلاف‌نظری در نحوه تربیت فرزندانشان بین آنان وجود داشت باید آن را در غیاب فرزندان حکیمانه حل کنند و در خلوت، موضوع را مورد تامل و چاره‌اندیشی قرار دهند تا به یک نظر منطقی و صحیح برسند.
باید در غیاب کودک و در خلوت، مسائل خانوادگی نگران کننده و منفی را مورد بررسی و تامل قرار دهند تا راه‌حل مشکل را به‌دست آورند.
● سرفصل هفتم:
تشکیل گردهمایی‌ها و مهمانی‌های خانوادگی با شرکت مادر، پدر و کودکان برای مذاکره در مسائل مهم زندگی بسیار مهم است. با تشکیل جلسه شور و مشورت هفتگی یا ماهانه در محیط خانواده این امکان ایجاد می‌شود که همه مسائل مهم خانواده را از اهداف و آرمان‌ها گرفته تا مسائل ارزشمند و مشکلات مادی و ذهنی را که در مسیر اقدامات مشترک مادر، پدر و فرزندان و جود دارد مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هدف اصلی از برگزاری یک مهمانی خانوادگی، برانگیختن و بالا بردن ذوق و شوق حاکم در میان اعضای خانواده،‌ارزش دادن به همه افراد خانواده و بالاخره انتخاب بهترین راه برای رسیدن به زندگی مطلوب و کمال انسانی است که خوشبختی واقعی را برای همه اعضای خانواده به همراه داشته باشد.
● سرفصل هشتم:
مادران و پدران، تاریخ را برای کودکان به صورت قصه و حکایت بیان کنید و برای فرزندان خود با زبانی ساده زندگینامه برخی از مشاهیر و بزرگان را که به درجات بالایی رسیدند بیان کنید تا آن صفات و کمالات در آنان نیز شکل بگیرد. در این مسیر می‌توانید از انواع وسایل نوشتاری و تصویری نیز استفاده کنید. بیان حکایاتی از حیات افراد مقدس و بزرگان علمی، اخلاقی، هنری، ورزشی و... که در راه رسیدن به هدف با سختی‌های زیادی روبرو شدند، بسیار مفید خواهد بود.
انتقال تاریخ به محیط خانواده، فضای خانواده را در مقابل انواع مشکلات مقاوم نموده و قبول صبر و تحمل را در راه رسیدن به هدف‌ها و آرمان‌ها برای کودکان مهیا می‌نماید.
● سرفصل نهم:
زینت دادن فضای اتاق‌ها در محیط خانواده با استفاده از تصاویر اماکن مقدسه، تاریخی، علمی و عکس‌های قدما و مشاهیر در روان کودکان بسیار موثر خواهد بود اما در آراستن فضای اتاق‌ها باید جانب “اعتدال”‌ رعایت شود، ‌به‌طوری که از منزلت و قدر این تصاویر نکاهد. با وجود اینکه باید جواب‌های مناسب به آنها داده شود تا از این اطلاعات، کودک به منبع حقیقی تمسک نماید.
پس مادر و پدر باید بدانند که:
روان کودک اصل پرسشگری را با تصاویری که بر روی دیوارها نصب شده است به راحتی می‌تواند آغاز نماید و تکامل ذهنی کودک با ساده‌ترین راه میسر می‌گردد.
● سرفصل دهم:
صبح، شب و در هر موقع مناسب مادر و پدر باید فرزند خویش را نصیحت کند و این نکته را بازگو کند که ما انسان‌های حقیقی، الهی و اجتماعی هستیم پس باید در کوی، مدرسه و در تمامی محیط‌ها با دیگران به‌گونه‌ای رفتار کنیم که هیچ‌کس نتواند از ما ایراد بگیرد، هرکاری را که قصد انجام دادن آن را کردیم، دقت کنیم که مبادا خدای نخواسته سبب بدنامی خود، خانواده، کشور و انسانیت شویم، میزان رفتار و گفتار ما باید مبانی مشترک اصول انسانی، الهی، جهانی و ملی باشد و پدر و مادر وظیفه دارند علاوه بر اجرای این اصول آموزش خود را بر مبنای تعلیم و تربیت صحیح بر پایه روانشناسی قرار دهند.
تذکر مسئولیت انسانی به کودک مهمترین آموزش تربیتی خواهد بود.
● سرفصل یازدهم:
پدر و مادر باید مفاهیم ارزشمندی همچون اخلاق انسانی را به کودکان آموزش دهند. آنان باید از روی کمال دلسوزی، آموزش مطالب اخلاقی و انسانی (آموزش مسائلی مانند محبت انسانی، محبت به دیگران، محبت به خود و محبت به طبیعت را با زبانی نرم، کلامی محبت‌آمیز و با چهره‌ای پر از عشق و شور به کودکان خود انتقال دهند.
مادر و پدر باید بدانند که:
در آموزش اخلاق و ایجاد محبت انسانی و ذاتی در کودکان هیچ مانع و بهانه‌ای نباید به‌وجود بیاید، آموزش مسائل انسانی و محبت‌آمیز به کودکان وظیفه حقیقی و وجدانی مادران و پدران است.
● سرفصل دوازدهم:
باید به نظافت، پاکیزگی و بهداشت جسم و روان کودکان از همان روزهای اول اهمیت خاصی داده شود و با همه نیرو تلاش کنند که کودکان مظهر نظافت، لطافت و پاکیزگی باشند. هر مادر و پدری به فراخور قدرت و استطاعت مالی خود باید در بهداشت لباس، بدن، مو، طرز غذا خوردن، نگهداری وسایل و... فرزندان خود بکوشند. برقراری نظم و تربیت در تمامی کارها و احوال محیط خانواده برای کودکان، بهداشت جسم و ذهن و محبت را به‌عنوان اولین حرکات اولیه مهیا می‌سازد و عادت کردن کودک را در داشتن نظم و ترتیب بزودی به بار می‌آورد.
آغاز ایجاد نظم و ترتیب، محبت و بهداشت در فضای جسم و ذهن کودک از برقراری نظم و ترتیب بین وسایل و اثاث محیط خانه آغاز می‌گردد.
● سرفصل سیزدهم:
مادران و پدران باید در خانواده به کودکان، سخنان و اندیشه‌های اخلاقی را تعلیم دهند تا از این طریق کودکان رفتار اخلاقی را ابتدا بیاموزند و حفظ نمایند و سپس در مواقع لازم تکرار نمایند. این کار به آسانی انجام‌پذیر است. مادران و پدران با تکرار متن‌های ادبیات اخلاقی و با تشویق کامل، فیض ادبیات اخلاقی انسانی را به کودکان انتقال داده و کودک در نهایت ادبیات اخلاقی تعلیم گرفته را در حافظه نگه می‌دارد و پیوسته کاربرد عملی به آن می‌دهد.
پس پدر و مادر باید بدانند که:
‌اصل تکرار مسائل اخلاقی مهمترین راه تعلیم آموزش اخلاق انسانی خواهد بود. کودکان خط به خط ادبیات اخلاقی را باید تکرار نمایند و در حافظه بسپارند.
● سرفصل چهاردهم:
مادران و پدران باید بدانند که احساسات کودکان بسیار تند و شدید است. معمولا مقصد نهایی خواهش‌ها و تمایلات آنان، بر خودشان هم معلوم نیست. طالب چیزی هستند که خودشان هم نمی‌دانند چیست؟‌گمشده‌ای دارند که نمی‌شناسند کیست؟
بیشتر اوقات کودکان خود را تنها و بی‌کس می‌یابند و نهایت آرزویشان آن است که یار مهربانی بیابند و درون عقل و دل را با او در میان بگذارند. مادر و پدر باید دست کمک به سوی کودک خود دراز کنند و به قدر امکان اوقات فراغت خود را در محیط خانواده بگذرانند و در مواقع فرصت هم‌صحبت کودک خود شوند، با کودک خود به گردش و تفریح روند، دوستانه با کودک مذاکره کنند و مشاور و پنددهنده کودک خود باشند و فقط “خواهش‌‌های مشروع و معقول کودک” را بپذیرند و در محیط خانواده وسایل و اسبابی فراهم نمایند که کودکان با عقل، روح و قلب خود به سوی محیط شاد و سرورانگیز خانه، پیوسته شتابان و مشتاق باشند.
محیط شاد و سرورانگیز خانه پیوسته از پاسخگویی به خواهش‌های مشروع و معقول کودک آغاز می‌شود.
● سرفصل پانزدهم:
کودکان را باید از شب‌زنده‌داری‌ها و شب‌نشینی‌ها و مراسم و میهمانی‌هایی که تا دیروقت است محفوظ داشت زیرا وقتی کودک به حد کافی نخوابد، به قوای جسمی و ذهنی‌اش صدمه شدید وارد می‌آید و همچنین چندین ساعت در هوای آلوده و بسته یک محیط بودن قدرت اعصابشان را ضعیف می‌کند.
پرخوری کودکان در این میهمانی‌ها، موقعیت تندرستی‌شان را در معرض خطر قرار می‌دهد. کودکان از همنشینی و مصاحبت با بزرگسالان در چنین محیط‌هایی نه تنها فایده نمی‌برند بلکه بر ناراحتی و کسالتشان می‌افزاید و علی‌الخصوص اگر بزرگترها بدون رعایت حضور جسمی و ذهنی کودکان به “خوشمزگی‌های بی‌مزه”‌بپردازند در نهایت اخلاق کودک در زیر بمباران زبان شب‌نشینی‌های بزرگسالان دگرگونی منفی پیدا می‌نماید. شاید در فضای شب‌زنده‌داری‌ها و مهمانی‌هایی که تا صبح ادامه خواهد داشت حسابی برای کودکان در آن باز کرد و باید کودک را از شرکت در چنین شب‌نشینی‌هایی معذور دارند.
● سرفصل شانزدهم:
غریزه جنسی یکی از غرایز بسیار قوی و شدید است که در انسان بنا بر حکمت‌های مشخصه وجود دارد. این میل نیرو و غریزه فطری اگر به حال اعتدال باقی بماند، سبب بقای ملل است اما اگر راه افراط بورزد سیل خانمانسوز می‌شود و به همین جهت مادران و پدران باید به این موضوع توجه تام نمایند که از آنچه این حس را بی‌جهت تقویت می‌کند، جلوگیری نمایند. کودکان خود را از خواندن کتاب‌های تحریک کننده برحذر سازند و از دیدن عکس‌ها، CDهای تحریک‌کننده تا آنجا که ممکن است جلوگیری نمایند و به افزونی فعالیت‌های هنری، ورزشی، تفریحی، گردشی، علمی، اخلاقی و... بپردازند.
پس مادر و پدر باید بدانند که:
غریزه جنسی کودک را باید تربیت کرد تا به مسیر اعتدال وارد شود و از تحریک احساس‌های کودکان که آتش خانمانسوز است! اجتناب کنند.

دکتر احسان‌الله محمدی
روزنامه رسالت
راهکار همسریابی
راهکارهایی برای دستیابی به جذابیت
راهنمای خرید لباس در تابستان
با مراقبه توان جسمی و ذهنی خود را افزایش دهید
مدیتیشن با موزیک
چگونه مدیتیشن کنیم؟
مراقبه چیست؟
مقابله با عوامل تنش‏زا
مغزتان را شارژ کنید
هیپنوتیزم و تقویت حافظه
یوگا چیست
یوگا درمانی
پسرها برای انتخاب همسر به چه معیارهایی توجه می کنند؟
شور چشمی یا چشم زخم در روایات
دعا بخوانید، مهره های آبی اثری ندارند
مراجعه چند باره به دست‌شویی در هنگام شب نشانه خطر مرگ است
چرا همسرم چشم چرانی میکند؟ بررسی تنوع طلبی جنسی
رفتار ما در برابر دیگران
رعایت نکات مهم هنگام خرید
چند نکته برای بهتر زیستن
راه‌های رسیدن به یک زندگی خلاق
راههای شناسایی یک دوست خوب
ده نکته برای خودسازی
راهنمای دوران نامزدی و عقد
راز هایی برای طول عمر
راز شاد زیستن در کجاست؟
نکاتی دربارهٔ انزال زودهنگام
۲۳ دلیل مهم برای ترک سیگار
زندگی سالم روند پیری را کند می کن
نشانه های پیری در مردان
آموزش مهارت‌های زندگی برای مهار اعتیاد
عشق یکسویه و نحوه مواجهه با آن!
با همسر پرخاشگر خود چه کنم
روابط زوج‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟
میوه هایی که عمر را طولانی می کنند؟!
با افراد لاغر دوست نشوید؛ چون شما را چاق می‌کنند!
چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟
چگونه با انگیزه باشیم و بمانیم.
هشت خصلت آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند
نقش مردان در طی دوران بارداری زنان چیست ؟
چین و چروک پوست راههای پیشگیری و درمان
تاثیرات امواج بر بدن
خشونت در خانواده یعنی چه؟
10 کلید اصلی تربیت فرزندان
آمادگی فرزندتان برای ازدواج
فوایدی که لمس کردن نامزدتان برای شما دارد!؟
چگونه یكدیگررا بهتر بفهمیم؟
عاداتی که آقایون از آن متنفرند
برای ارتباط موثر لحظاتی را تنها باشید
بهداشت ازدواج

منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 18 خرداد 1389  06:06 ق.ظ
توسط:

آموزش نوعدوستی
هر گاه انسان نسبت به شخص خودش نوازشگرانه، با انصاف و عدالت و خویشتن دوستانه باشد و به دور از قضاوت های غلط و نابجا و احساسات بد نسبت به خود رفتار کند و هر لحظه خود را زیر تیغ تیز حمله «انتقاد از خود» نبرد، آنگاه می تواند عشق به وجود آمده نسبت به خود را به دیگران نیز سرایت دهد و در دل اطرافیان نیز جاری سازد.
اغلب احساسات خشم و انزجار از دیگری که درکودک مان مشاهده می شود از خود ما به درون او جاری شده است در واقع: «کودکان ما آن می شوند که هستیم نه آنچه ما دلمان می خواهد.»
پژوهش های علمی حاکی از آن است که هرگاه با خودکنار آمدیم و به صلح و آشتی با خود رسیدیم، محبت و صلح دیگران را نیز می پذیریم و همچون آینه ای این روش را در کودکان مان نیز منعکس می کنیم.
هیچ آموزشی بالاتر از مشاهده رفتار نوعدوستانه و پر محبت و پذیرای پدر و مادر نسبت به دیگران، نمی تواند در کودکان تأثیر گذار باشد.
البته محبت افراطی، ناتوانی در نه گفتن و اجازه بلعیده شدن حریم ها نیز توسط رفتارها و برخوردهای پدر و مادر با دیگران در کودک جریان می یابد.
پس با اصلاح صحیح و علمی روابط انسانی خود بادیگران و تبادل محبت و صمیمیت و روابط نوعدوستانه انسانی با دیگران بی آنکه به حرمت نفس و حریم خود و دیگری خدشه ای وارد شود، بهترین الگو خود به خود به کودک انتقال پیدا می کند و از همان سنین نو باو گی شاهد ارتباطات موفق و صحیح و پایدار انسانی او بادیگران خواهیم بود که در سنین کودکی و نوجوانی به رشد سالم این روابط صحیح دامن زده شده و در جوانی به شکوفایی خواهد نشست. بر ماست که با خویشتن پذیری و خود باوری خود همانطور که هستیم و احترام به ارزش های شخصی و مطالعات و اصلاح روابط بین فردی بطور علمی و با کمک مشاورین توانا در بهبود روابط کودک خود با اطرافیانش بکوشیم.
دکتر فرزانه صداقت - روانشناس و استاد دانشگاه
هیچ کس دوست ندارد کودکی لوس و خودشیفته تربیت کند.
همه دوست دارند کودکان شان نسبت به دیگران دلسوز و بامحبت باشند و در بزرگسالی نیز انسانی قدردان و نوعدوست شوند.
البته چنین آرزوها و انتظاراتی در مورد کودکی که حتی حاضر نیست اسباب بازی هایش را با دیگر بچه ها شریک شود به حرف راحت تر از عمل است و همیشه گوشزد کردن عباراتی همچون «با دوستت خوب باش» یا «خیلی ها آرزو دارند این غذا را بخورند و ‎.‎..» نتیجه بخش نیست.
با این حال به گفته روانشناسان همانطور که دیگر اصول تربیتی کودکان باید از همان سنین کم به آنان آموزش داده شود، نوعدوستی و محبت نیز به عنوان دو خصلت ممتاز بشری از همان کودکی قابل آموزش است و با ممارست و الگوپذیری در بچه ها به دست می آید.
● بچه های نوپا و نوزادان
اغلب والدین دوست دارند بدانند آیا می توان به یک کودک نوپا و یا حتی نوزاد حس نوعدوستی و محبت را آموخت.
روانشناسان معتقدند بسیاری از والدین بی آنکه خود متوجه باشند این کار را انجام می دهند.
بهترین روش این است که در نثار عشق و محبت به کودکتان دریغ نکنید. دکتر الیزابت برگر، روانشناس کودک و نویسنده کتاب «بزرگ کردن بچه های بااخلاق: پرورش حس اعتماد و درستکاری در بچه ها» می گوید: «بچه ها باید احساس دوست داشته شدن و محبت دیدن کنند تا بتوانند آن را به دیگران انتقال دهند.»
تعیین دقیق سنی که کودک ظرفیت یادگیری مهر و محبت و نوعدوستی را پیدا می کند، دشوار است اما به اعتقاد روانشناسان یک نوزاد شش ماهه هم می تواند نسبت به احساسات دیگران حساس باشد.
اشک هایی که با عصبانی شدن لحن صدایتان ریخته می شوند و یا شادی و قهقهه او هنگامی که خود شما هم شاد و خندان هستید، می تواند جزو اولین نشانه های آمادگی او باشد.
وقتی بچه ها دو یا سه ساله می شوند و یا اصطلاحاً قدم به دوره نوپایی می گذارند کم کم در برابر این احساسات واکنش نشان می دهند. ممکن است کودک دو ساله ای را ببینید که سعی می کند عروسکش را بخواباند یا به او غذا بدهد.
او مسلماً از شما تقلید کرده است، اما به گفته روانشناسان امور تربیتی حس نوعدوستی و محبت این گونه آموخته و آغاز می شود. حس نوعدوستی و محبت اگرچه در کودکان اصل و به دوراز هرگونه تظاهر است اما ممکن است دیرپا نباشد. کودک دو ساله شما از افتادن برادر کوچکترش ناراحت می شود و ممکن است به او کمک کند از روی زمین بلند شود اما وقتی «بابا» با یک شکلات از راه می رسد، دوست دارد به جای برادرش آن را تصاحب کند.
برای تشویق کودکان به دلسوزی و نوعدوستی و رفتارهای محبت آمیز ابراز علاقه های کوچک و در ظاهر بی اهمیت او را تحسین کنید. متخصصان کودک برای پرورش این حس نوعدوستی این روش ها را توصیه می کنند.
کودکتان را با خود همراه کنید: یک زن ۳۰ ساله که برای عیادت از یکی از بستگان سالخورده اش به خانه سالمندان می رود، کودک ۲۰ ماهه اش را با خودش می برد.
او می گوید: «دوست دارم کودکم در محوطه بدود، به همه سلام کند و از شکلات های خودش به زنان و مردان سالخورده ای که فکر می کند شبیه مادربزرگ و پدربزرگش هستند تعارف کند.»
سعی کنید خود نیز الگوی خوبی در زمینه آموزش رفتارهای محبت آمیز به کودکتان باشید.
در سلام کردن به دیگران پیش دستی کنید و در مقابل لطف و محبت دیگران تشکر کردن را فراموش نکنید.
● یاری گرفتن از کودک
برای کودکی که سرشار از انرژی است کمک کردن به دیگران و شرکت در کارهای داوطلبانه راه خوبی برای تقویت حس اعتماد به نفس و در عین حال نوعدوستی اوست.
وقتی در بیمارستان به عیادت کسی می روید اجازه دهید او در گل فروشی گل ها را انتخاب کند و یا به او کمک کنید کارت تبریک و یا کارت دعوت برای جشن تولدش را خودش درست کند.
کودک به مرور یاد می گیرد به شما کمک کند و همیشه و در همه حال به فکر دیگران نیز باشد.
برای بچه های پیش دبستانی الگوسازی کنید: در این سن کودکان بیشترین تقلیدپذیری را از دیگران بخصوص رسانه ها و قهرمانان قصه های شب دارند.
برای آنها کتاب هایی بخرید که بر ارزش هایی همچون «خوب بودن»، «مهربانی کردن» و یا «محبت کردن» تأکید کند و به زبان خودش به او بگویید: «خانم خرگوشه از هویج خودش به جوجه کوچولوها داد و شما هم از عصرانه خودت به بقیه بچه ها می دهی » به خاطر داشته باشید که تقریباً هر حرفی که در این سن به یک کودک می زنید در ضمیر ناخودآگاه او باقی می ماند و فراموش نمی شود از همین رو از ابراز محبت به دوستان و نزدیکان خود دریغ نورزید. دنیای یک کودک پیش دبستانی کوچک است از همین رو او کمک به کسی را که می شناسد بهتر می پذیرد و حاضر به انجام آن می شود.
برای همسایه تان که به تازگی عمل جراحی کرده کیک بپزید و از کودکتان بخواهید آنها را دم در خانه اش ببرد و یا وقتی به دیدن اقوام و بستگان سالخورده خود می روید از کودکتان بخواهید یک هدیه کوچک به سلیقه خودش برای آنها تهیه کند.
این هدیه می تواند یک جعبه شکلات، یک نقاشی زیبا و یا حتی عکس از خودش با کاردستی باشد.
● آشنایی با احساس کمک
در آستانه سال نو و یا آغاز سال تحصیلی هدایایی برای اهدا به کودکان نیازمند تهیه کنید و به فرزندتان توضیح دهید که او باید یاد بگیرد بابت نعمت هایی که خداوند به او داده سپاسگزار و شاکر باشد و یکی از این شیوه های شکر به یاد دیگران بودن و قسمت کردن داشته های خود با آنهاست. روز تولد کودکتان نیز مناسبت خوبی برای کمک به یک کودک نیازمند و همراه کردن فرزندتان در این کار است. وقتی بچه ها بزرگتر می شوند می توانید آنها را با انواع NGO ها و سازمان های کمک به نیازمندان و انجمن های خیریه آشنا کنید.
همراه با مادران دیگر کودکان را به این انجمن ها ببرید تا فعالیت ها و تلاش های آنان را از نزدیک ببینند و دایره حس نوعدوستی خود را گسترش دهند.

پروانه محبی
روزنامه ایران
راهکار همسریابی
راهکارهایی برای دستیابی به جذابیت
راهنمای خرید لباس در تابستان
با مراقبه توان جسمی و ذهنی خود را افزایش دهید
مدیتیشن با موزیک
چگونه مدیتیشن کنیم؟
مراقبه چیست؟
مقابله با عوامل تنش‏زا
مغزتان را شارژ کنید
هیپنوتیزم و تقویت حافظه
یوگا چیست
یوگا درمانی
پسرها برای انتخاب همسر به چه معیارهایی توجه می کنند؟
شور چشمی یا چشم زخم در روایات
دعا بخوانید، مهره های آبی اثری ندارند
مراجعه چند باره به دست‌شویی در هنگام شب نشانه خطر مرگ است
چرا همسرم چشم چرانی میکند؟ بررسی تنوع طلبی جنسی
رفتار ما در برابر دیگران
رعایت نکات مهم هنگام خرید
چند نکته برای بهتر زیستن
راه‌های رسیدن به یک زندگی خلاق
راههای شناسایی یک دوست خوب
ده نکته برای خودسازی
راهنمای دوران نامزدی و عقد
راز هایی برای طول عمر
راز شاد زیستن در کجاست؟
نکاتی دربارهٔ انزال زودهنگام
۲۳ دلیل مهم برای ترک سیگار
زندگی سالم روند پیری را کند می کن
نشانه های پیری در مردان
آموزش مهارت‌های زندگی برای مهار اعتیاد
عشق یکسویه و نحوه مواجهه با آن!
با همسر پرخاشگر خود چه کنم
روابط زوج‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟
میوه هایی که عمر را طولانی می کنند؟!
با افراد لاغر دوست نشوید؛ چون شما را چاق می‌کنند!
چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟
چگونه با انگیزه باشیم و بمانیم.
هشت خصلت آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند
نقش مردان در طی دوران بارداری زنان چیست ؟
چین و چروک پوست راههای پیشگیری و درمان
تاثیرات امواج بر بدن
خشونت در خانواده یعنی چه؟
10 کلید اصلی تربیت فرزندان
آمادگی فرزندتان برای ازدواج
فوایدی که لمس کردن نامزدتان برای شما دارد!؟
چگونه یكدیگررا بهتر بفهمیم؟
عاداتی که آقایون از آن متنفرند
برای ارتباط موثر لحظاتی را تنها باشید
بهداشت ازدواج

منبع:
http://4zojha.mihanblog.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
آخرین پست ها